
در نخستین روز سال ۲۰۱۲ میلادی، سالی که از لحاظ رویدادهای ورزشی، با در نظر گرفتن بازیهای المپیک تابستانی لندن، بسیار پررونق خواهد بود، نگاهی بیاندازیم به رویدادهای مهم جهان ورزش در سالی که گذشت.
سال ۲۰۱۱ برابر بود با حضور مقتدرانۀ اسپانیایی های بارسلونا بر بام فوتبال باشگاهی اروپا و جهان. همچنین در سال ۲۰۱۱ قطر، کشوری با ۱/۵ میلیون نفر جمعیت، با پشتوانۀ دلارهای نفتی خود از یک سو و همچنین کسب میزبانی رقابتهای جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲، از سوی دیگر، یکی از نقش آفرینان جهان ورزش به حساب می آید.
مرروی بر رویدادهای مهم دنیای ورزش در سالی که گذشت، با فریدون شیبانی، روزنامه نگار و کارشناس ورزش در هلند:
فریدون شیبانی: ما وقتی راجع به فوتبال سال ۲۰۱۱ فکر میکنیم یا به آن نگاه میکنیم، نام بارسلونا و ستاره هایاش به یادمان میآید. به دلیل اینکه ماه ژانویه با کاندیدا شدن سه تن از بازیکنان کلیدی بارسلونا برای بردن «توپ طلایی»، شروع شد که مسی توپ طلایی را برد؛ و در خاتمه، بارسلونا با درو کردن همۀ جامها، توانست جام جهانی باشگاهی را هم در ژاپن ببرد.
از این نظر، با توجه به پیروزی بارسلونا در جام های داخلی اسپانیا و پیروزی بزرگ بارسلونا در لیگ قهرمانان اروپا که گام آخر و مهمترین گام اش در خاک انگلیس و در برابر تیم مقتدری مانند منچستر یونایتد بود که سه بر یک بازی را برد -به طوری که خود آلکس فرگوسن هم اعتقاد داشت که حق بارسلونا بود که برنده بشود و قهرمان بشود- من جایگاه بارسلونا را در سال ۲۰۱۱ خیلی ویژه میدانم. در همین ماه هم مسی، یک بار دیگر، از طرف فیفا مرد سال جهان میشود و این مجموعۀ طلایی را کامل میکند.
آقای شیبانی، لئونل مسی که سال گذشته توپ طلایی را برد و همانطور که گفتید، امسال هم بدون شک فوتبالیست سال خواهد بود؛ در سال ۲۰۱۱ در رویارویی اش با کریستانا رونالدو، ستارۀ پرتقالی باشگاه رئال مادرید موفق بود و همچنین گواردیولا، مربی بارسلونا، در برابر مورینیو، مربی رئال مادرید. فکر میکنید این موفقیتها در سال ۲۰۱۲ هم ادامه پیدا کند؟
باید توجه داشت که سن آدمی مانند رونالدو و لئونل مسی، سن هنوز پایینی است، حتی برای رسیدن به اوج؛ و یک نکتۀ مهم هم این است که مسی این عنوان بزرگ و این موقعیت خیلی عالی را در نبود هیچ بازیکن خوبی به دست نیاورده است. بازیکنی که نام بردید، رونالدو، یکی از چهره های برجستۀ فوتبال جهان و یکی از نوابغ روز فوتبال است.
از این نظر ما میتوانیم امیدوار باشیم که با توجه به بازیهایی که این بازیکنان برای تیم های باشگاهی شان دارند انجام میدهند، یعنی رونالدو برای رئال مادرید و مسی برای بارسلونا، این موفقیتها ادامه پیدا میکند. هرچند که این دو بازیکن هنوز در تیمهای ملی شان نتوانسته اند آنی باشند که در باشگاهشان بوده اند و شاید این از نبوغ و یکسری خلاقیتهای آدمهایی سرچشمه بگیرد که رهبری میکنند.
آقای شیبانی، در ارتباط با نکات درخشان فوتبال سال ۲۰۱۱ صحبت کردیم. بپردازیم به نکات تاریک این سال. در این ارتباط، چه نکات تاریک و تیره ای در فوتبال سال ۲۰۱۱ وجود داشت؟
اگر بخواهیم به طور خلاصه و کوتاه بگوییم، بدون شک مسئلۀ فسادی که در سطح بالای فوتبال و در ردۀ رهبری فیفا و همینطور کنفدراسیونهای قاره ها پیش آمد، لکۀ سیاهی بود بر آن همه گسترشی که فوتبال در سالهای اخیر و فیفا در دهه های اخیر داشته. متأسفانه این مسئله متوجه آسیا هم شد که بن همام، رییس کنفدراسیون آسیا، در مسئلۀ رشوه دادن و تبانی ها نقش مؤثری داشت و کنار گذاشته شد.
از این رو، این مسئلۀ تبانی و حتی اوباشگریهایی که در بعضی صحنه ها شد، نژادپرستی هایی که در بعضی میدانهای فوتبال، از سوی تماشاگران و متأسفانه از سوی بازیکنان بزرگ و ملی پوش دنیا نمایان شد ، مسائلی بودند که بر فوتبال دنیا سایه انداخت.
آقای شیبانی، در آخرین روزهای سال ۲۰۱۰ میلادی، فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) میزبانی جام جهانی ۲۰۱۸ را به روسیه داد و خصوصاً میزبانی جام جهانی ۲۰۲۲ را به قطر داد که انتخابی بسیار بحث برانگیز و جنجال برانگیز بود. ولی این مسئله سبب شد که قطر، بدون شک، در سال ۲۰۱۱ یکی از نقش آفرینان جهان ورزش باشد.
بدون شک! یعنی همانطور که میگوییم بن همام یک نقطۀ سیاه در رهبری کنفدراسیون فوتبال آسیا بر جای گذاشت، به دست آوردن میزبانی جام جهانی که نقطۀ اوج فوتبال است، گرچه جای حرف داشت، در برابر رقبایی که میتوان گفت سابقه هم داشته اند، ولی به هرحال آوردن جام جهانی به کشورهایی که تا حالا این جام را میزبانی نکرده بودند، خود کار بزرگی بود.
حال که صحبت از قطر است، در نظر بگیرید که قطر در همین یک ساله، چه موفقیتهایی در زمینه های حتی داخل زمین داشته است. یعنی ما میبینیم که تیم "السد" قطر که در برابر تیمهای باشگاهی ایران موفقیتی نداشت، در موقعیتی قرار گرفت که توانست حتی در خاک کرۀ جنوبی، قهرمان باشگاههای آسیا بشود و تیم میزبان را شکست بدهد؛ و این جامی که به طور انحصاری در دست تیمهای شرق آسیا (تیمهای ژاپنی و کره ای) بود، به غرب آسیا و کشور قطر بیاید.
از طرف دیگر، میبینیم که قطری ها آمده اند شروع کرده اند به خریدن تیمهای بزرگ اروپایی، مثلاً تیم "پاریس سن ژرمن" فرانسه و استخدام آدمهای نامداری که میتواند تحولی در تیم پاریس سن ژرمن ایجاد کند و حتی این تیم را یکبار دیگر بیاورد در عرصۀ بالای فوتبال اروپا قرار بدهد. جایی که ادعای حتی قهرمانی قاره را داشته باشد. آمدن بازیکنی مانند بکهام به این تیم، میتواند انگیزه هایی ایجاد کند و با ستاره های دیگر، از پاریس سن ژرمن یک مدعی بزرگ بسازد.
الان هم میبینیم که سیل عربها با دلارهایی که دارند، آمده به سمت تیمهای بزرگ. میخواهم بگویم این جام جهانی ای که میزبانی اش به قطر کوچک رسیده، به نوعی فعل و انفعال مثبتی در فوتبال این کشور ایجاد خواهد کرد؛ حتی در صحنۀ بین المللی.
آقای شیبانی، در همین زمینه، قطر موفق شد میزبانی مسابقاتی مانند جام جهانی ۲۰۱۵ هندبال را کسب کند و یا با سرمایه گذاریهای دیگر، مسابقات مهم دوچرخه سواری را به قطر برده، همچنین مسابقات دوو میدانی، مسابقات تنیس و … بسیاری معتقدند که آمدن قطر و دلارهای نفتی قطر در سال ۲۰۱۱، زیاد هم نکته ی مثبتی نیست و بسیاری همین دادن میزبانی جام جهانی ۲۰۲۲ را از طرف فیفا به قطر، مقصر این مسئله میدانند. نظر شما در این زمینه چیست؟
همانطور که در مورد فوتبال گفتم که برای میزبانی جام جهانی، کشورهایی نامشان جلوتر از قطر برده میشد که شانس داشته باشند، بدون شک در رشته ی هندبال هم وقتی کشور فرانسه با آن سابقه و امکانات میآید داوطلب میشود، یعنی کشوری که خودش قهرمان جهان است، میآید که میزبانی کند و این میزبانی به قطری میرسد که در هندبال آسیا هم نمیتوانیم بگوییم قدرت اول است، یک سری مسائل پیش میآورد. مسائلی که در همین فوتبال هم به نتیجه ی نامطلوبی از نظر رشوه، فساد مالی و… میرسد.
نمیشود اینها را منکر شد. در همین فوتبالی که ما صحبت از پیشرفت اش در قطر میکنیم، از آن سو هم سروصداهایی هست از بابت اینکه این مسائل یک سری فعالیتهای زیرزمینی را در پی دارد و یک سری، (بخواهیم راحت صحبت کنیم) بده و بستانهایی میشود که به هرحال جز تباهی و تاریکی چیز دیگری نیست.
ما از یک طرف باید به این مسئله که میزبانی جام جهانی هندبال در سال ۲۰۱۵ به قطر داده میشود، مثبت نگاه کنیم، که این کشور دارد سرمایه گذاری میکند و از نظر امکانات واقعاً عالی دارد کار میکند؛ ولی از طرف دیگر، نمیتوانیم چشممان را ببندیم بر نقش دلارهایی که بی دریغ دارد خرج میشود.
آقای شیبانی، اما در دیگر ورزشهای جهان، در سال ۲۰۱۱، چه نکاتی شایان ذکر است؟
البته منهای اینکه بخواهیم جام جهانی فوتبال بانوان در آلمان را نام ببریم یا همینطور جام جهانی های رده های پایینتری که نتایجشان و نمایشی که داشتند، میتوانست آینده ی فوتبال را تأمین کند، در رشته های دیگر، فرضاً تنیس را در نظر بگیریم. درست است که رافائل نادال دچار مصدومیت شد و یا فدرِر در اوایل این بحث را پیش آورد که دیگر کارش تمام است، ولی خواه ناخواه، ظهور جکاویچ به عنوان قدرتی که آمد نفر اول بشود را داشتیم که سکوی اول تنیس مردان را گرفت.
همینطور در مسابقات "فرمول ۱" اتومبیلرانی، میبینیم سباستین فِتِل آلمانی برای دومین بار و سومین بار قهرمان شمارۀ ۱ دنیا در سال ۲۰۱۱ میشود.
میتوان به دو و میدانی و شنا اشاره کرد که آقای یوسان بولت کسی است که المپیک سال ۲۰۱۲ را میتواند رونق بدهد. چون دو سال پی درپی، منهای ۱۰۰متری که شاید یک هزارم ثانیه در حرکت سریع خطا داشت و طلا را نبرد، در ماده های دیگر مدال طلا را گرفت. بنابراین او میتواند تمام طلاها را که در ماده های تخصصی اش است، یک بار دیگر درو کند. یا مثلاً فلپس امریکایی در شنا.
به این ترتیب، المپیکی که در پیش داریم را میتوانیم یکی از جذابترین المپیکهای تاریخ این بازیها بدانیم. المپیک سال ۲۰۱۲، در حقیقت میتواند کارنامه ای برای سال ۲۰۱۱ باشد که فکر میکنم خیلی چیزها را مشخص میکند.

Delicious
Digg
Facebook
Twitter
Yahoo!
Technorati







نظرات (2)
واکنش شما به این مقاله