
به دنبال هشدارهای پیاپی اتحادیۀ فوتبال آسیا مبنی بر احتمال کاهش سهمیۀ باشگاه های ایرانی در لیگ قهرمانان باشگاه های آسیا و نادیده گرفتناین تذکرات از سوی مسئولین ورزش و فدراسیون فوتبال ایران، سر انجام کنفدراسیون فوتبال آسیا با کاهش سهمیۀ باشگاه های ایرانی در لیگ قهرمانان باشگاه های آسیا به هشدار های خود جامۀ عمل پوشاند.
در چهارچوب مراسم انتخاب بهترینهای فوتبال آسیا در سال ۲۰۱۱ که در مقر کنفدراسیون فوتبال آسیا در شهر کوالالامپور مالزی برگزار شد، فوتبال ایران خبر بسیار بدی را دریافت کرد.بدین ترتیب، به دنبال هشدارهای پیاپی کنفدراسیون فوتبال آسیا به فوتبال ایران و نادیده گرفتن این هشدارها توسط مسئولین فدراسیون فوتبال، سرانجام فوتبال ایران مورد توبیخ قرار گرفت و ایران که تا به حال چهار سهمیه در رقابتهای لیگ قهرمانان باشگاههای آسیا را داشت، سهمیه اش تبدیل به ۲+۲ شد.
یعنی دو قهرمان لیگ برتر باشگاههای ایران و همچنین جام حذفی، مستقیماً به رقابتهای لیگ برتر قهرمانان جام باشگاههای آسیا راه خواهند یافت و دو تیم دوم و سوم جدول ردهبندی لیگ برتر باید برای حضور در این مسابقات در مرحلهی حذفی و مقدماتی حضور یابند.
توضیحات بیشتر با مرتضی شمس، روزنامه نگار و کارشناس فوتبال در تهران:
من قبل از شروع، اجازه میخواهم توضیحی در خصوص خبر بدی که شما اشاره کردید بدهم. خبر بد، بد است، در هر شرایطی بد است. اما این اصلاً خبر غیرمنتظرهای نبود.
به طور مثال آدم وقتی عزیزش را در اثر یک سانحۀ تصادف از دست میدهد، شنیدن خبر فوت ایشان خیلی غیرمترقبه است. اما خبر محرومیت یا کم شدن سهمیهی ما در جام قهرمانان باشگاههای آسیا، به نظر من، بیشباهت به خبر فوت یک بیمار رو به احتضار نبود. به این جهت که هرروز آدم انتظار داشت که این بیمار رو به احتضار کارش تمام بشود و فوت کند و بالاخره این اتفاق پنجشنبه شب در کوالالامپور رخ داد و دو سهمیه از چهار سهمیهی ردی فوتبال ما کسر شد.
متأسفانه انتظار این رویداد میرفت و همهی ما فکر میکردیم این اتفاق برای فوتبال بیافتد. ولی از آنجایی که گوش شنوایی در فوتبال ما نیست، طبیعی است که باید هر روز شاهد چنین خبرهایی باشیم. چه بسا امروز این آقایان مژده دادند که حالا این که گذشت و ما دو سهمیه را از دست دادیم، اما عنقریب است که فوتبال ما را از لیگ حرفهای اخراج کنند. یعنی فوتبال ما را برگردانند به آماتور. این هم مژدگانیای بود که رهآورد سفر آقایان از نشست کوالالامپور بود.
آقای شمس، در همین زمینه، سردار عزیز محمدی، رییس سازمان لیگ برتر فوتبال باشگاههای ایران تاکید کرده که با توجه به اینکه اتحادیۀ فوتبال آسیا همۀ مسائل ریز و دقیق را بررسی میکند، ایشان نگران سال آینده هستند، برای صدور پروانهی حرفهای باشگاههای ایران. خصوصاً اینکه بر مبنای مصوبهای که مجلس شورای اسلامی تصویب کرده، هیچ نهاد دولتی حق ندارد به باشگاهها پول بدهد و با توجه به اینکه به گفتۀ ایشان در ایران حق واقعی پخش تلویزیونی پرداخت نمیشود، قانون کپیرایت رعایت نمیشود و باشگاهها درآمدزایی درستی ندارند، اصولاً ایشان بعید میداند که طراز مالی باشگاهها مثبت باشد. بدین ترتیب آیندۀ فوتبال باشگاههای ایران چه خواهد شد؟
بله؛ امروز من هم مانند شما و بسیاری دیگر این مژده را از ایشان شنیدم که نوید این را میدادند که فوتبال ما تبدیل به فوتبال آماتور بشود. اما با واقعیت نمیشود شوخی کرد. این واقعیتی است که فوتبال ما فوتبالی صددرصد دولتی و وابسته است. ما از تمام قوانین لیگ حرفهای فقط ادا و اصول قراردادهای داخلیاش را یاد گرفتهایم و فقط به بازیکنانمان پول حرفهای میدهیم، ولی حتی از آنها بازی حرفهای نمیخواهیم.
به این جهت که مدیرهایی را سرکار گذاشتهایم که مدیرهای موقتی هستند و مدیری که میداند یک سال، دو سال و یا نهایتاً سه سال در سمت مدیریت یک باشگاه منصوب میماند، علیالقاعده دنبال کار زیربنایی نمیرود و فقط برای گذران امور جاریاش تلاش میکند و اگر در این میان موفقیت هم نصیباش بشود، به روزومهاش استفاده میشود.
علیالقاعده با این روندی که در پیش گرفتهایم، باید جایی جلویمان گرفته میشد و من فکر میکنم استارت این کار از دو روز پیش در کنفدراسیون فوتبال آسیا زده شد و عملاً دارد ما را به جایی میبرد که در گوشهی رینگ فوتبال آسیا دستهایمان را به علامت تسلیم بالا ببریم و راهی هم جز این نداریم، مگر اینکه واقعاً یک انقلاب درونی در ورزش کشورمان -نه تنها فوتبال- رخ بدهد.
ما باید نگاهمان را به ورزش، نگاه تازهای قرار بدهیم. ما باید به قول سهراب چشمهایمان را بشوریم و نوع دیگری نگاه کنیم. با این سبک و سیاقی که پیش گرفتهایم، هر بلایی احتمال دارد سرمان بیاید.
آقای شمس، از جمله ایراد و اشکالهایی که اتحادیهی فوتبال آسیا از فوتبال ایران و باشگاههای ایرانی گرفته، مسائلی است مانند ورودی و خروجی برخی استادیومها، مسئلهی جایگاه خبرنگارها، جایگاه تماشاچیها، مسائلی مانند میکزون، جایی که بازیکنان برای پاسخ به خبرنگارها به آنجا میآیند، اتاق خبرنگارها، رسانهها و بسیاری از مسائل دیگر که البته رییس سازمان لیگ تاکید کرده که بارها این مسائل به باشگاهها و ادارهی کل تربیت بدنیهای استانها تذکر داده شده، ولی بههیچوجه فایده نداشته و مدارک اصلاً مناسب نبوده است. همچنین مسئله سومی که رییس سازمان لیگ گفتهاند بسیار مهم بوده و باعث شده که روی اتفاق از دست دادن سهمیه های ایران تاثیرگذار باشد، مسئلهی ارسال ناقص مدارک باشگاه تراکتورسازی تبریز در ارتباط با طراز مالی این باشگاه بوده است. در این زمینه چه نظری دارید؟
آنچه ایشان گفتند، قابل قبول، منطقی! ولی من این توضیح را بدهم که به خاطر شفاف نبودن طراز مالی باشگاه تراکتورسازی، ما فقط محکوم به کسر هشت امتیاز شدیم. در صورتیکه امتیازی که کنفدراسیون فوتبال آسیا به فوتبال ما داده بود، ۵۷۶ امتیاز بود که بعد از کلی چانهزنی و گدایی محبت از دیگر اعضای کنفدراسیون، ما موفق شدیم امتیازات خود را به ۵۹۴ برسانیم.
حال اینکه ایشان دارند همه چیز را سر تراکتورسازی خالی میکنند، به نظر من، مقداری بیانصافی است. چون همانطور که گفتم، قضیهی تراکتورسازی، فقط هشت امتیاز از ما کسر کرد.
ولی من میخواهم سئوالی از خود آقای عزیز محمدی بپرسم و آن این است که ایشان که اینقدر به مقررات لیگ حساس هستند، ایشان که با راه انداختن "منشور اخلاقی" دنبال موی بلند بازیکن و یا بازیکن خالکوبیده میگشتند و حتی در شیراز بازیکنی را که موهایاش بلند بود، نگذاشتند وارد میدان بشود و وادارش کردند که قبل از بازی سرش را بتراشد، این آقا که اینقدر سختگیر است، چرا به این تیمهایی که این نواقص ورزشگاهی را دارند مجوز داده؟ چرا به آنها اجازهی بازی در لیگ را داده؟ چرا کارنامهی حضور آنها را صادر کرده است؟
به نظر من، مقصر اصلی در اینجا خود آقای عزیز محمدی هستند. منتها به مصداق مثل معروفی که هر موقع خطایی صورت میگیرد، همه میگویند: کی بود، کی بود؟ من نبودم، ایشان هم همین کار را دارد انجام میدهد.
من معتقدم که برای اولین بار، اینجا رییس همیشه مقصر فدراسیون فوتبال ما تقصیری ندارد و عمدهی تقصیرات متوجه شخص آقای عزیز محمدی و سازمان لیگ کشورمان است که ایشان ریاستاش را بر عهده دارد.
آقای شمس، با در نظر گرفتن وضعیت وخیم فوتبال ایران، چه از لحاظ ملی و اکنون چه از لحاظ باشگاهی، سردار عزیز محمدی، رییس سازمان لیگ، در بخش دیگری از سخناناش تاکید کرده که در همین مراسم بهترینهای کنفدراسیون آسیا، فدراسیون فوتبال ایران تا آخرین لحظه نامزد بهترین فدراسیون آسیا بوده و جزو چهار فدراسیون نامزد بوده و ایشلن تاکید کرده که نمیداند به چه دلیلی حتی فدراسیون ایران جزو سه فدراسیون اصلی هم قرار نگرفته است. در این زمینه، نظرتان چیست؟
این خیلی عجیب است که ایشان نمیدانند! من فکر میکنم بهترین راهکار رسیدن به پرسشهایی که دارند، یا این سئوالاتی که برایشان پیش آمده، بازگشت به عقب و نگاهی به درون است. ایشان خودشان ببینند به عنوان فدراسیون، به عنوان یکی از ارکان فدراسیون تا به حال چه کردهاند؟ فدراسیون فوتبال ما چه کرده؟!
فدراسیونی که سه تیماش را در سه ردهی ملی جوانان، نوجوان و امید حذف شده میبیند، فدراسیونی که ابتداییترین و کودکانهترین اشتباه ممکن را مرتکب میشود و بازیکن دواخطاره را میفرستد توی زمین و با آبروی یک مملکت بازی میکند، این فدراسیون چه توقعی دارد؟!
من فکر میکنم ایشان خیلی پرتوقعاند و اساساً من نمیدانم کدام عقل سلیمی حکم کرده بوده که ایران جزو چهار فدراسیون اول باشد. به نظر من، در جمع کنفدراسیون فوتبال آسیا، ایران میتوانست رتبهی اول را از انتهای جدول داشته باشد.
آخر در کجای دنیا شما دیدهاید که تیم ملی کشوری که در تورنمنت مقدماتی المپیک دارد شرکت میکند، نداند بازیکناش دو اخطاره است و بازیکن دو اخطاره بفرستد توی زمین؟ به نظر من ایشان مقداری زیادهخواه هستند و با این کار دارند فرافکنی میکنند که اشتباهات خودشان را پوشش بدهند.

Delicious
Digg
Facebook
Twitter
Yahoo!
Technorati






نظرات (1)
واکنش شما به این مقاله