
در حالیکه هنوز تب و تاب ماجرای شوخی دو بازیکن پرسپولیس و هیاهوی به پاخاسته از آن، نیافتاده است، جنجال دیگری گریبانگیر فوتبال ایران شد.
در چهارچوب رقابتهای فوتبال لیگ دسته ی اول باشگاههای ایران، در جریان دیدار دو تیم "چوکای تالش" و "شهرداری دزفول"، به میزبانی تیم چوکا، به دنبال ارائه ی کارت زرد از طرف داور به یکی از بازیکنان تیم میزبان، ناگهان یکی از مسئولین تدارکات تیم چوکا به داور حمله کرد و با مشت به صورت وی کوبید. سپس بسیاری از بازیکنان چوکا، به همراه همراهان تیم و افرادی دیگر که وارد زمین شده بودند، به سعید شمس، داور دیدار حمله ور شدند و او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.
حال چرا ماجرای ناچیز شوخی دو بازیکن پرسپولیس بدین حد جنجال برانگیز شده، ولی هنوز با عوامل کتک زدن داور در زمین فوتبال برخورد نشده است؟
توضیحات بیشتر با فریدون شیبانی، روزنامه نگار و کارشناس فوتبال در هلند:
این حادثه ای عجیب و در عین حال هم ناراحت کننده بود که حداقل من ندیده بودم. به خصوص که این امر در یک بازی رسمی باشگاههای دسته اول تهران اتفاق افتاد.
کارت زردی را نشان داد. اینکه کار داور درست بود یا غلط، ما نظیر آن را زیاد دیده ایم که خود ماها حتی انتقاد کرده ایم که مثلاً اینجا داور اشتباه کرد یا اینکه برداشت بازیکن اشتباه بوده است. اما هیچکدام از اینها نمیتواند آن حمله ی وحشیانه و آن هجوم دسته جمعی را توجیه کند. حتی با یک دشمن هم نباید چنین حالتی پیش بیاید که دسته جمعی بریزند و داوری را بیرحمانه بزنند.
چرا باید فوتبال ما و ورزش ما طوری بشود که دیگر این مسئله که بازی چند چند شد، یا تیم خوب بازی کرد یا بد، اصلاً فرع قضیه بشود و اصلاً خبر نباشد. خبر این باشد که اتفاق های بد و حوادث بد چی بوده و ما بیاییم راجع به آنها صحبت کنیم و بشکافیم اش.
آقای شیبانی، گفته میشود که آقای بهمن محمدیاری، نمایندهی مردم تالش در مجلس شورای اسلامی، مدیریت اصلی چوکا را بر عهده دارد و همچنین روایت آمده که پسر و برادر ایشان در ورزشگاه حضور داشته اند و در کتک زدن داور نقش بسیار مهمی ایفا کرده اند. آقای محمدیاری در واکنش به این خبر، گفته است که از این مسئله ناراحت است، ولی «نباید فراموش کرد که عملکرد داور و اشتباهات فاحش داوری بوده که باعث شده این مسائل پیش بیاید». چطور ممکن است که ایشان چنین اتفاقی را بخواهند با اشتباه داوری تحت پوشش قرار بدهند؟
مسئله ای که آقای محمدیاری که هم نماینده ی مجلس، هم صاحب کارخانه ی چوکا و هم در حال حاضر رییس و سرپرست این باشگاه هستند مطرح کرده اند، نکته ای را مشخص میکند و آن همان درد حضور آدمهای غیرورزشی در ورزش است که چند شغل دارند که حتی گاهی اوقات به اهمیت نمایندگی مجلس اسلامی است و بعد هم چند پست حساس دیگر، از جمله در زمینه ی فوتبال دارند و فوتبال را (در واقع ورزش را) چرخ پنجم میدانند.
از دید ایشان، حتماً مثلاً تا سه تا خطا را میشود فقط اعتراض کرد، در خطای چهارم میتوان داور را دوتا چک زد و خطای بعدی را دیگر میشود جمعیت بریزد داور را بکشد. این برداشت، برداشتی بسیار غیرورزشی و عجیب است.
آقای محمدیاری در همان شب منکر شدند که اصلاً پسرشان در ورزشگاه بوده، در حالیکه وجود پسر و برادر ایشان در ورزشگاه را افرادی از خارج از ورزشگاه و خارج از شهر نگفته اند، خود آدمهای شهر کوچکی گفته اند که همدیگر را خوب میشناسند و میدانند این آقا کیست و در آن باشگاه چه کاره است.
خیلی هم طبیعی است که وقتی آقا خودش را صاحب و مالک این باشگاه و تیم میداند، پسرش هم خودش را مالک این تیم بداند و تیم را ملک پدرش بداند. همینطور هم بردارش حامی این قضیه باشد و بالطبع وقتی داور بر فرض اشتباهی کرد، سزاوار این باشد که همراه با سایر مهاجمین به او حمله کنند.
اتفاقاً در فیلمی که من دیدم، کمتر تماشاچی جزو حمله کننده ها بودند، بیشتر بازیکن، یک نفر تدارکاتچی و بقیه آدمهای غیر بودند، نه تماشاچی به طور کلی. در حالیکه بازی تماشاچی هم داشت.
این اتفاق دقیقاً میرساند که در ورزش ما و فوتبال ما چه جوی حاکم است. چه جوی میتواند تعیین کنند باشد که آیا اصلاً یک داور در یک میدان میتواند امنیت جانی داشته باشد یا نه.
ما بالاتر از این را در جام حذفی دیدیم که تیم تراکتورسازی، وقتی برای مسابقه به شهری رفت، آنچنان احساس ناامنی کرد که ترجیح داد بازی را ببازد که مبادا مورد هجوم قرار بگیرد.
معمولاً این هجوم از بازیکن، نیمکت نشینها و اطرافیان باشگاه شروع میشود و به جمعیت میکشد. این نیست که ما تصور کنیم جمعیت خود به خود بیاید و به داخل زمین بریزد. زمانی که چنین خطری باشد، باز مسئولین این زمین و مسابقه هستند که می آیند جلوی تماشاچی را توسط مأمور و حتی مأمورین انتظامی میگیرند.
در کشور ما که با هر حرکت حتی ساده هم با شدیدترین شکل از طرف مأمورین انتظامی برخورد میشود، من تعجب میکنم که وقتی داوری به قصد کشت مورد حمله قرار گرفته، چطور آن چند مأموری که تعدادشان هم قاعدتاً نباید آنقدر اندک می بود، کمترین دخالتی نداشتند. شما کمترین مأمور انتظامی را در آن حادثه نمی بینید.
آقای شیبانی، از طرف دیگر، مسئله دارد جنبه ی سیاسی پیدا میکند. چرا که آقای بهمن محمدیاری، نماینده ی مردم تالش در آستانه ی انتخابات مجلس شورای اسلامی، با آقای اسماعیل حسن زاده رقابت دارد که رییس کمیته ی انضباطی ای است که قرار است در این ارتباط تصمیم گیری کند؛ و از الان آقای محمدیاری، گویا جوسازی را شروع کرده که در صورتی که آقای حسن زاده و کمیته ی انضباطی در ارتباط با این ماجرا، باشگاه چوکا را شدیداً جریمه کند، مردم بگویند که ایشان بر خلاف شهرش، مردماش و باشگاه شهرش جبهه گیری کرده است. نظرتان در این زمینه چیست؟ باز هم حضور سیاسیون در ورزش؟
در کشوری که ادعا دارد هرچیزی باید سرجایش باشد، من این مسئله را نمیتوانم بپذیرم که وقتی چنین موردی پیش میآید، برای اینکه مبادا این برداشت بشود که دید شخصی بوده، باید روی عدالت سرپوش گذاشته بشود.
تا امروز هم ما شاهد بوده ایم که با این قضیه با بی اعتنایی بسیاری برخورد کرده اند. تا جایی که قرار است روز دوشنبه چهاردهم نوامبر، داورهای معترض در ورزشگاه امجدیه جم بشوند و به این قضیه اعتراض کنند. تعداد این داورها به ۸۰۰ نفر میرسد، ولی به خاطر کمبود جا فقط ۲۵۰ داور میتوانند در آن تالار اعتراض بروند که چرا به این مسئله رسیدگی نمیشود.
آقای شیبانی، همانطور که گفتید با این مسئله ی کتک خوردن داور و این جنجال چوکا تا حالا برخوردی نشده و نه تنها برخوردی نشده، بلکه آنچنان به آن پرداخت نشده که به ماجرای نصرتی و شیث رضایی پرداخته شد و یک شوخی بین دو بازیکن را که میتواند حرکت ناشایست یا هرچیزی باشد، به مسئله ی بسیار بزرگ در حد یک فاجعه ی ملی تبدیل کردند. در حالیکه به این مسئله که ۳۰-۴۰ نفر، یک نفر را کتک میزنند، اصلاً پرداخته نشده است. فکر میکنید دلیل این مسئله چیست؟
این از آنجا ناشی میشود که اینها، به قول معروف «سرنا را از سر گشادش میزنند.» اینها فقط و فقط به یکسری خودنمایی توجه میکنند، بدون اینکه به واقعیت قضیه توجه داشته باشند. میگویند: ما میخواهیم عدالت و انضباط رعایت شود و برای این قضیه یک سری آدمهای کم گناه را صددرصد گناهکار میکنند و بعدش توی بوق میکنند که ما عدالت را رعایت کرده ایم.
الان عدالت اصلی همین جا قرار گرفته، جایی که میتوانست به قیمت جان یک آدم تمام بشود. میتوانست درس خیلی بدی باشد (و هنوز هم میتواند باشد) برای هر تیمی در هر شهری که اگر تیم ات باخت، این حق را داری که بریزی توی زمین و داور را بکشی. به قصد کشت بزنی. این مسئله، چیزی است که میتواند ورزش را نابود کند. به دلیل اینکه ما الان در رأس کارمان عاشق ورزش نداریم که بخواهد روی این قضیه دل بسوازند.
میآیند مسئله ی آقای شیث رضایی و محمد نصرتی را توی بوق میکنند، چیزی را که مردم ندیده اند (و البته من روی این تاکید دارم که بد بوده) و اصلاً کسی متوجه نشد، خودشان بزرگ میکنند و دو بازیکن را نابود میکنند. این دو بازیکن حتی اگر امروز هم بخشیده بشوند، دیگر بازیکن نمیشوند. چون از نظر روانی، نابود شده اند.
به عنوان اینکه ما سریعاً به قضیه رسیدگی کردیم و هیچ اغماضی نداشتیم، به این مسئله سریعاً رسیدگی میکنند. اما چه کسی در اوت شدن تیم ملی ایران برای المپیک مقصر بود، هیچ کس! هیچکس اصلاً مقصر نبوده، اتفاقی بوده، افتاده، حالا بگذریم!
چه کسی در مورد بازیهای فرض کنید سپاهان و تیم اسد قطر مقصر بوده؟ قطر در حالی که دو بازی قبلی را در اینجا و در خانه ی خودش، به سپاهان باخته، آمده قهرمان شده، فقط روی اشتباهی که تیم سپاهان کرده است. چه کسی در این قضیه مقصر است؟ هیچکس! اصلاً از آن بگذریم.
اما حالا این دوتا در خفا چنین کاری را کرده اند، این خفا را بیرون بکشیم، به همه نشان بدهیم و این دو بازیکن را نابود کنیم. اما وقتی داوری در حال کشته شدن است و تا یک قدمی مرگ جلو میرود را چه کسی جواب میدهد؟!
تمام این بی نظمی ها از چه چیزی سرچشمه میگیرد؟ چه کسی میخواهد به این بی نظمی ها رسیدگی کند؟ برای اینکه این حرکات فقط نمایشی است و فقط باید نمایشی باشد که فردا اگر جنگ سیاسی ای بود، انتخاباتی میان یک نفر، دو نفر در میان بود، دفعه ی آینده آقای رجبزاده برنده ی آن انتخابات باشد و نماینده ی تالش بشود. آقای رجبزاده درجا فهمید که چنین اتفاقی افتاده، اما چطور شده که اصلاً دنبال قضیه دیگر نیست؟ یعنی این قضیه اینقدر پیچیده است؟ داوری را گرفته اند و به آن شکل کتک زده اند، فیلم آن هم موجود است.
شما می بینید که مسئولین آن شهر که متأسفانه، مسئولین انتخابی هم هستند، سعی میکنند فیلم به تلویزیون نرسد. اما به دلیل درگیریهایی که به صورت رقابت سیاسی وجود دارد، این فیلم به تلویزیون میرسد و تلویزیون آن را پخش میکند. اینها تأسف بار است، اینها بزرگترین ضربه به تیم ملی ما، به فوتبال ما و به ورزش ماست.

Delicious
Digg
Facebook
Twitter
Yahoo!
Technorati






نظرات
واکنش شما به این مقاله