پنجشنبه 17 نوامبر 2011
رسیدگی به تخلفات در فوتبال ایران: یک بام و دو هوا
DR
نوشتۀ آرش ادیب زاده

در حالی‏که هنوز تب و تاب ماجرای شوخی دو بازیکن پرسپولیس و هیاهوی به‏ پاخاسته از آن، نیافتاده است، جنجال دیگری گریبان‏گیر فوتبال ایران شد.

در چهارچوب رقابت‏های فوتبال لیگ دسته‏ ی اول باشگاه‏های ایران، در جریان دیدار دو تیم "چوکای تالش" و "شهرداری دزفول"، به میزبانی تیم چوکا، به دنبال ارائه‏ ی کارت زرد از طرف داور به یکی از بازیکنان تیم میزبان، ناگهان یکی از مسئولین تدارکات تیم چوکا به داور حمله کرد و با مشت به صورت وی کوبید. سپس بسیاری از بازیکنان چوکا، به همراه همراهان تیم و افرادی دیگر که وارد زمین شده بودند، به سعید شمس، داور دیدار حمله ‏ور شدند و او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.
حال چرا ماجرای ناچیز شوخی دو بازیکن پرسپولیس بدین حد جنجال ‏برانگیز شده، ولی هنوز با عوامل کتک زدن داور در زمین فوتبال برخورد نشده است؟
توضیحات بیشتر با فریدون شیبانی، روزنامه‏ نگار و کارشناس فوتبال در هلند:

فریدون شیبانی

این حادثه ‏ای عجیب و در عین حال هم ناراحت کننده بود که حداقل من ندیده بودم. به ‏خصوص که این امر در یک بازی رسمی باشگاه‏های دسته‏‏ اول تهران اتفاق افتاد.
کارت زردی را نشان داد. این‏که کار داور درست بود یا غلط، ما نظیر آن را زیاد دیده‏ ایم که خود ماها حتی انتقاد کرده‏ ایم که مثلاً این‏جا داور اشتباه کرد یا این‏که برداشت بازیکن اشتباه بوده است. اما هیچ‏کدام از این‏ها نمی‏تواند آن حمله ‏ی وحشیانه و آن هجوم دسته ‏جمعی را توجیه کند. حتی با یک دشمن هم نباید چنین حالتی پیش بیاید که دسته ‏جمعی بریزند و داوری را بی‏رحمانه بزنند.
چرا باید فوتبال ما و ورزش ما طوری بشود که دیگر این مسئله‏ که بازی چند چند شد، یا تیم خوب بازی کرد یا بد، اصلاً فرع قضیه بشود و اصلاً خبر نباشد. خبر این باشد که اتفاق‏ های بد و حوادث بد چی بوده و ما بیاییم راجع به آن‏ها صحبت کنیم و بشکافیم ‏اش.

آقای شیبانی، گفته می‏شود که آقای بهمن محمد‏یاری، نماینده‏ی مردم تالش در مجلس شورای اسلامی، مدیریت اصلی چوکا را بر عهده دارد و هم‏چنین روایت آمده که پسر و برادر ایشان در ورزشگاه حضور داشته‏ اند و در کتک زدن داور نقش بسیار مهمی ایفا کرده ‏اند. آقای محمدیاری در واکنش به این خبر، گفته است که از این مسئله ناراحت است، ولی «نباید فراموش کرد که عمل‏کرد داور و اشتباهات فاحش داوری بوده که باعث شده این مسائل پیش بیاید». چطور ممکن است که ایشان چنین اتفاقی را بخواهند با اشتباه داوری تحت پوشش قرار بدهند؟

مسئله ‏ای که آقای محمدیاری که هم نماینده ‏ی مجلس، هم صاحب کارخانه‏ ی چوکا و هم در حال حاضر رییس و سرپرست این باشگاه هستند مطرح کرده ‏اند، نکته‏ ای را مشخص می‏کند و آن همان درد حضور آدم‏های غیرورزشی در ورزش است که چند شغل دارند که حتی گاهی اوقات به اهمیت نمایندگی مجلس اسلامی است و بعد هم چند پست حساس دیگر، از جمله در زمینه ‏ی فوتبال دارند و فوتبال را (در واقع ورزش را) چرخ پنجم می‏دانند.
از دید ایشان، حتماً مثلاً تا سه ‏تا خطا را می‏شود فقط اعتراض کرد، در خطای چهارم می‏توان داور را دوتا چک زد و خطای بعدی را دیگر می‏شود جمعیت بریزد داور را بکشد. این برداشت، برداشتی بسیار غیرورزشی و عجیب است.
آقای محمدیاری در همان شب منکر شدند که اصلاً پسرشان در ورزشگاه بوده، در حالی‏که وجود پسر و برادر ایشان در ورزشگاه را افرادی از خارج از ورزشگاه و خارج از شهر نگفته ‏اند، خود آدم‏های شهر کوچکی گفته‏ اند که هم‏دیگر را خوب می‏شناسند و می‏دانند این آقا کیست و در آن باشگاه چه‏ کاره است.
خیلی هم طبیعی است که وقتی آقا خودش را صاحب و مالک این باشگاه و تیم می‏داند، پسرش هم خودش را مالک این تیم بداند و تیم را ملک پدرش بداند. همین‏طور هم بردارش حامی این قضیه باشد و بالطبع وقتی داور بر فرض اشتباهی کرد، سزاوار این باشد که همراه با سایر مهاجمین به او حمله کنند.
اتفاقاً در فیلمی که من دیدم، کم‏تر تماشاچی جزو حمله کننده‏ ها بودند، بیشتر بازیکن، یک نفر تدارکات‏چی و بقیه آدم‏های غیر بودند، نه تماشاچی به ‏طور کلی. در حالی‏که بازی تماشاچی هم داشت.
این اتفاق دقیقاً می‏رساند که در ورزش ما و فوتبال ما چه جوی حاکم است. چه جوی می‏تواند تعیین کنند باشد که آیا اصلاً یک داور در یک میدان می‏تواند امنیت جانی داشته باشد یا نه.
ما بالاتر از این را در جام حذفی دیدیم که تیم تراکتورسازی، وقتی برای مسابقه به شهری رفت، آن‏چنان احساس ناامنی کرد که ترجیح داد بازی را ببازد که مبادا مورد هجوم قرار بگیرد.
معمولاً این هجوم از بازیکن، نیمکت ‏نشین‏ها و اطرافیان باشگاه شروع می‏شود و به جمعیت می‏کشد. این نیست که ما تصور کنیم جمعیت خود به ‏خود بیاید و به داخل زمین بریزد. زمانی که چنین خطری باشد، باز مسئولین این زمین و مسابقه هستند که می‏ آیند جلوی تماشاچی را توسط مأمور و حتی مأمورین انتظامی می‏گیرند.
در کشور ما که با هر حرکت حتی ساده هم با شدیدترین شکل از طرف مأمورین انتظامی برخورد می‏شود، من تعجب می‏کنم که وقتی داوری به قصد کشت مورد حمله قرار گرفته، چطور آن چند مأموری که تعدادشان هم قاعدتاً نباید آن‏قدر اندک می‏ بود، کم‏ترین دخالتی نداشتند. شما کم‏ترین مأمور انتظامی را در آن حادثه نمی‏ بینید.

آقای شیبانی، از طرف دیگر، مسئله دارد جنبه ‏ی سیاسی پیدا می‏کند. چرا که آقای بهمن محمدیاری، نماینده‏ ی مردم تالش در آستانه ‏ی انتخابات مجلس شورای اسلامی، با آقای اسماعیل حسن ‏زاده رقابت دارد که رییس کمیته ‏ی انضباطی‏ ای است که قرار است در این ارتباط تصمیم ‏گیری کند؛ و از الان آقای محمد‏یاری، گویا جوسازی را شروع کرده که در صورتی که آقای حسن ‏زاده و کمیته‏ ی انضباطی در ارتباط با این ماجرا، باشگاه چوکا را شدیداً جریمه کند، مردم بگویند که ایشان بر خلاف شهرش، مردم‏‏اش و باشگاه شهرش جبهه ‏گیری کرده است. نظرتان در این زمینه چیست؟ باز هم حضور سیاسیون در ورزش؟

در کشوری که ادعا دارد هرچیزی باید سرجای‏ش باشد، من این مسئله را نمی‏توانم بپذیرم که وقتی چنین موردی پیش می‏آید، برای این‏که مبادا این برداشت بشود که دید شخصی بوده، باید روی عدالت سرپوش گذاشته بشود.
تا امروز هم ما شاهد بوده‏ ایم که با این قضیه با بی‏ اعتنایی بسیاری برخورد کرده‏ اند. تا جایی که قرار است روز دوشنبه چهاردهم نوامبر، داورهای معترض در ورزشگاه امجدیه جم بشوند و به این قضیه اعتراض کنند. تعداد این داورها به ۸۰۰ نفر می‏رسد، ولی به ‏خاطر کمبود جا فقط ۲۵۰ داور می‏توانند در آن تالار اعتراض بروند که چرا به این مسئله رسیدگی نمی‏شود.

آقای شیبانی، همان‏طور که گفتید با این مسئله ‏ی کتک خوردن داور و این جنجال چوکا تا حالا برخوردی نشده و نه تنها برخوردی نشده، بلکه آن‏چنان به آن پرداخت نشده که به ماجرای نصرتی و شیث رضایی پرداخته شد و یک شوخی بین دو بازیکن را که می‏تواند حرکت ناشایست یا هرچیزی باشد، به مسئله ‏ی بسیار بزرگ در حد یک فاجعه‏ ی ملی تبدیل کردند. در حالی‏که به این مسئله که ۳۰-۴۰ نفر، یک نفر را کتک می‏زنند، اصلاً پرداخته نشده است. فکر می‏کنید دلیل این مسئله چیست؟

صحنۀ جنجال آفرین در دیدار پرسپولیس و داماش گیلان

این از آن‏جا ناشی می‏شود که این‏ها، به قول معروف «سرنا را از سر گشادش می‏زنند.» این‏ها فقط و فقط به یک‏سری خودنمایی توجه می‏کنند، بدون این‏که به واقعیت قضیه توجه داشته باشند. می‏گویند: ما می‏خواهیم عدالت و انضباط رعایت شود و برای این قضیه یک سری آدم‏های کم ‏گناه را صددرصد گناه‏کار می‏کنند و بعدش توی بوق می‏کنند که ما عدالت را رعایت کرده‏ ایم.
الان عدالت اصلی همین‏ جا قرار گرفته، جایی که می‏توانست به قیمت جان یک آدم تمام بشود. می‏توانست درس خیلی بدی باشد (و هنوز هم می‏تواند باشد) برای هر تیمی در هر شهری که اگر تیم‏ ات باخت، این حق را داری که بریزی توی زمین و داور را بکشی. به قصد کشت بزنی. این مسئله، چیزی است که می‏تواند ورزش را نابود کند. به دلیل این‏که ما الان در رأس کارمان عاشق ورزش نداریم که بخواهد روی این قضیه دل بسوازند.
می‏آیند مسئله ‏ی آقای شیث رضایی و محمد نصرتی را توی بوق می‏کنند، چیزی را که مردم ندیده ‏اند (و البته من روی این تاکید دارم که بد بوده) و اصلاً کسی متوجه نشد، خودشان بزرگ می‏کنند و دو بازیکن را نابود می‏کنند. این دو بازیکن حتی اگر امروز هم بخشیده بشوند، دیگر بازیکن نمی‏شوند. چون از نظر روانی، نابود شده‏ اند.
به عنوان این‏که ما سریعاً به قضیه رسیدگی کردیم و هیچ اغماضی نداشتیم، به این مسئله سریعاً رسیدگی می‏کنند. اما چه کسی در اوت شدن تیم ملی ایران برای المپیک مقصر بود، هیچ کس! هیچ‏کس اصلاً مقصر نبوده، اتفاقی بوده، افتاده، حالا بگذریم!
چه کسی در مورد بازی‏های فرض کنید سپاهان و تیم اسد قطر مقصر بوده؟ قطر در حالی که دو بازی قبلی را در این‏جا و در خانه‏ ی خودش، به سپاهان باخته، آمده قهرمان شده، فقط روی اشتباهی که تیم سپاهان کرده است. چه کسی در این قضیه مقصر است؟ هیچ‏کس! اصلاً از آن بگذریم.
اما حالا این دوتا در خفا چنین کاری را کرده ‏اند، این خفا را بیرون بکشیم، به همه نشان بدهیم و این دو بازیکن را نابود کنیم. اما وقتی داوری در حال کشته شدن است و تا یک قدمی مرگ جلو می‏رود را چه کسی جواب می‏دهد؟!
تمام این بی ‏نظمی‏ ها از چه چیزی سرچشمه می‏گیرد؟ چه کسی می‏خواهد به این بی‏ نظمی‏ ها رسیدگی کند؟ برای این‏که این حرکات فقط نمایشی است و فقط باید نمایشی باشد که فردا اگر جنگ سیاسی‏ ای بود، انتخاباتی میان یک نفر، دو نفر در میان بود، دفعه ‏ی آینده آقای رجب‏زاده برنده ‏ی آن انتخابات باشد و نماینده‏ ی تالش بشود. آقای رجب‏زاده درجا فهمید که چنین اتفاقی افتاده، اما چطور شده که اصلاً دنبال قضیه دیگر نیست؟ یعنی این قضیه این‏قدر پیچیده است؟ داوری را گرفته ‏اند و به آن شکل کتک زده ‏اند، فیلم آن هم موجود است.
شما می ‏بینید که مسئولین آن شهر که متأسفانه، مسئولین انتخابی هم هستند، سعی می‏کنند فیلم به تلویزیون نرسد. اما به دلیل درگیری‏هایی که به صورت رقابت سیاسی وجود دارد، این فیلم به تلویزیون می‏رسد و تلویزیون آن را پخش می‏کند. این‏ها تأسف ‏بار است، این‏ها بزرگ‏ترین ضربه به تیم ملی ما، به فوتبال ما و به ورزش ماست.
 

بر چسب ها : ورزش - ورزش جمعی
نظرات
واکنش شما به این مقاله
To prevent automated spam submissions leave this field empty.
CAPTCHA
این آزمایش نشان می دهد که پاسخگو، کامپیوتر یا یک پایانۀ الکترونیکی نیست
Image CAPTCHA
حروفی را که در تصویر می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) وارد کنید
Close