مراسم سماع ، دست راست رو به بالا و دست چپ رو به پایین

به مناسبت هشتصدو پنجمین سالروز مرگ مولانا
رئیس مرکز فرهنگی قونیه: سماع ذکر راه مولویت است . در اصل موسیقی تصوف قبل از اسلام هم وجود داشت . سما ع نمایش نیست بلکه مقابله است یک فاکتور انسانی در مقابل حضرت مولانا، درسماع انسان قلب خود را به خدا داده وبا اویکی می شود و دوباره به زمین بر می گردد. سماع یک مکتب رسمی ندارد.
نوشته: دلبر توکلی
عقربه ساعت ٩ شب را نشان می دهد. صف طویل مشتاقان زیارت مولانا از اقصی نقاط جهان در بیرون مقبره خیره کننده است. در اینجا دست ها رو به آسمان و سرها در گریبان است و زائران با مولانا راز نیاز می کنند. کودک و پیر و جوان در چند قدمی مقبره عارف و شاعر نامدار ایرانی می ایستند اشک می ریزند، دل می شویند و می روند. آنان که عاشق اند بیش از دیگران در خود فرو می روند.
درچهارگوشه سقف آرامگاه مولانا، علی، عثمان، حسن و حسین خطاطی شده است. دراطراف مقبره مولانا یاران او خفته اند. به جز" شمس" که مولانا را شهرت جهانی بخشید.
درسردرورودی به مقبره نوشته شده است:
یک طواف مرقد سلطان مولانای ما هفت هزاروهفتصدوهفتاد حج اکبر است
درکنار مقبره، موزه ای است که آلات موسیقی، خرقه درویشان و کتاب های قدیمی در آن دیده می شود. خادمان مقبره، اجازه عکاسی و فیلمبرداری نمی دهند . شاید آنها اهمیت ثبت این لحظات را نمی دانند.
تابلوی بزرگی بالای مقبره نصب شده و روی آن نوشته شده است: «یا حضرت مولانا» و در دو طرف آن دو تابلوی کوچک قرارگرفته در تابلوی سمت راست نوشته شده یا «حضرت سلطان ولد» و سمت چپ « یا حضرت سلطان العماد».
در هنگام ورود به مقبره، تعدادی روسری تمیز هست که به طور منظم چیده شده و به احترام این بارگاه خانم هایی هم که محجبه نیستند آنان را بر سر می کنند ( البته اجباری برای این امر وجود ندارد)، درگوشه دیگری نیز انبوهی از کفشک های نایلونی یک بار مصرف قراردارد که زایران هنگام ورود، آنها را روی کفش هایشان بپا می کشند.
بازتاب افکاراین بزرگ مرد که همان اشعارش هستند به فارسی نوشته ودرتابلوهای مختلف به دیوار بارگاه او آویزان کرده اند.
در بخش دیگری از موزه جنبی این بارگاه، قرآن به خطوط کوفی و عربی در ابعاد مختلف روی کاغذ های نفیس و پوست آهو نوشته شده ودرمعرض نمایش قرارگرفته است.
دومیلیون گردشگر درقونیه
هم اکنون در سال، بیش از دو میلیون گردشگر داخلی و خارجی برای دیدن مقبره مولانا به شهرقونیه در ترکیه سفر می کنند. در این شهر چرخ اقتصاد بر پاهای رقصنده های سما ع می چرخد. در این شهر مولانا یک نماد است از آن همه چیز ساخته اند، بخصوص زیور آلات .
شهرداری هر شهری درترکیه دارای یک نماد است که آن را برروی همه چیز حک می کند حتی بر روی سطل آشغال ها، ونماد قونیه مولانا است.
استانبول، ازمیر وآنتالیا از نظر پذیرش گردشگردر ترکیه در رده های اول قرار دارند. قونیه پس از این شهر ها بیشترین گردشگران مذهبی را در خود جای می دهد. سالانه حدود ٥ میلیون گردشگر به آنتالیا سفر می کنند اما قونیه میزبانی ٢ میلیون گردشگر را عهده دار است که ۵۰۰ هزار نفر آنان را گردشگران خارجی تشکیل می دهند و بقیه آنان گردشگران داخلی هستند.
این شهر سالانه میزبان هزاران گردشگر ایرانی است اما به گفته مدیر گردشگری قونیه، بیشترین گردشگرانی که به دیدن بارگاه مولانا می آیند از کشورهای اروپایی مثل انگلیس، فرانسه و آمریکا هستند. البته هر سال در آذرماه که مراسم سالگرد مولانا در این شهر برگزار می شود ایرانی ها بیش از سایر ملیت ها به قونیه می آیند.
برای مردم ترکیه که هنگام زیارت آرامگاه مولانا در مقابل مقبره او در سکوت و احترام کامل ایستاده و به دعا می پردازند، دیدن ایرانی هایی که با حالتی خاص به راز ونیاز با مولانا می پردازند شگفت انگیز است.
"محمد یوندن" مدیرسابق بخش گردشگری قونیه در خصوص متوسط هزینه سفر به این شهرمی گوید: «کیفیت خدمات را بالابردیم و نرخ آن را پایین آوردیم. دولت به گونه ای برنامه ریزی کرد که هر کارمند می تواند در سال ۱۵ سفر داخلی داشته باشد. هزینه این سفر حدود ۱۰۰۰ لیر است و تا جایی که می توانیم امکانات می دهیم».
وی درخصوص میزان حمایت دولت از سرمایه گذاری در بخش گردشگری گفت: «سیستم تجارت در بخش گردشگری در ترکیه و بسیاری از کشورهای جهان از قدمت چندانی برخوردار نیست. ترکیه از سال ۱۹۵۰ تا سال ۱۹۶۰ معنی یک تجارت جدی را در گردشگری فهمید. در اولین قدم دولت ترکیه قانون تشویق را برای سرمایه گذاران در پیش گرفت به این ترتیب اقدام به ایجاد زیرساخت های مورد نیاز با بودجه دولتی کرد. حتی در برخی موارد با قرض کردن از سایر کشورهای خارجی زیربناها را ایجاد کرد و آرام آرام کنار کشید و تأسیسات را به بخش خصوصی واگذار کرد. دولت ترکیه در رونق گردشگری به درآمد دولتی فکر نمی کند بلکه قصدش افزایش درآمد ملی است».
موسیقی فرهنگِ تصُوف در مرکز مولانا
مرکز فرهنگی قونیه با مساحت ١٠٠ هزارمترمربع در فاصله یک کیلومتری از موزه قراردارد . این مرکز دارای دو سالن مذاکره سرباز و سرپوشیده به اسم « سماع خانه» است و هر سال در ماه دسامبر ( نیمه دوم آذر) مراسم گرامی داشت سال مرگ مولانا در اینجا برگزار می شود.
رییس مرکز فرهنگی مولانا در خصوص موسیقی فرهنگ تصوف که در تمام مدت اجرای رقص سماع نواخته می شود و به نوعی رقصنده ها را به چرخش بیشتر تشویق می کند می گوید: « گروه نوازندگان موسیقی در سال ١٩٩١ با اجازه وزارت فرهنگ ترکیه با حضور ٤٣ نفر راه اندازی شد که ٣٠ نفر آنان جزو گروه موسیقی و بقیه رقصنده هستند».
او در ادامه می گوید: «سماع ذکر راه مولویت است. در اصل موسیقی تصوف قبل از اسلام هم وجود داشت. سما ع نمایش نیست بلکه مقابله است. یک فاکتور انسانی در مقابل حضرت مولانا، درسماع انسان قلب خود را به خدا داده وبا اویکی می شود و دوباره به زمین بر می گردد. سماع یک مکتب رسمی ندارد».
در طول سال، هر هفته شنبه شب ها از طرف شهرداری در مرکز فرهنگی مولانا مراسم سماع برای مردم بطور آزاد برگزار می شود.
به گفته رئیس مرکز فرهنگی مولانا، بزرگترین گروهی که در دنیا سماع اجرا می کنند، گروه ٣٠٠ نفره ای در ترکیه هستند.
مراسم سماع
مردم دسته دسته برای حضور در مراسم سماع به مرکز فرهنگی مولانا می آیند. عکاس ها و خبرنگاران تنها کسانی هستند که می توانند درکنار صحنه دایره ای شکلی که سماع درآنجا اجرا می شود بنشینند. یک کارت شناسایی می گیرند و به خبرنگارها و عکاس ها کارت تردد در آن محدوده را می دهند. گوش تا گوش سالن دایره ای شکل، مردم نشسته اند.
گروه نوازندگان در جای خود قرار می گیرند نفس ها در سینه حبس می شود، شروع به نواختن می کنند و رقصنده های سماع یکی یکی وارد می شوند.
«پیر» یا همان «مرشد» اولین نفری است که قدم بر صحن میدان سماع می گذارد . تعظیم می کند و به سمت پوستین قرمز رنگی که معتقدند جایگاه شمس است می ایستد و بقیه به دنبال او با همان آداب بر پوستین های سفید قرار می گیرند. همه رقصنده ها خرقه مشکی را از تن در می آورند بوسه ای برآن می زنند و آن را برروی پوستین سفید زیر پای شان قرار می دهند . «پیر» درجایی قرار می گیرد که نوری بر او می تابد و از بقیه متمایز است.
«پیر» بلند می شود و پیش از بلند شدن سجده می کند. به آهستگی قدم بر می دارد، مریدان نیزدرپی او قدم بر می دارند. هردورقصنده ای که به دایره نورانی ( جایی که پیر نشسته بود) می رسند، بردونقطه ازدوسرقطر دایره مقابل هم می ایستند و به یکدیگرتعظیم می کنند و بعد با حرکت دایره ای شکل به دنبال پیر می روند.قدم ها آهسته و شمرده برداشته می شود. لباس های همه سفید وکلاه های نمدی استوانه ای شکل قهوه ای بر سردارند.
بعد از این که ٩ نفر اول چند دور زدند، گروه دیگری می آیند که در بین آنها جوان تر ها هم دیده می شوند حتی کودک ٧ ساله. دربدو ورود ادای احترام می کنند. بعضی از آنها زیر لب ذکر می گویند. یکی یکی به سمت «پیر» می روند سرخم کرده و«پیر» برگردن شان بوسه می زند گویی رها می شوند و دور ازهرقیدی به چرخش در می آیند .
دست راست رو به آسمان و دست چپ رو به زمین است . در تمام مدت رقص پای چپ ثابت است و وزن بدن را تحمل می کند و فقط پای راست به حرکت در می آید ومرشدی نیز در تمام مدت رقص بین آنان حرکت می کند ودراصل او به رقصندگان جهت می دهد. گروه موسیقی دائم می خواند. در تمام مدت رقص گردن هایشان به سمت شانه راست خم شده است. بعضی نیز گردن شان را آن قدر خم کرده اند که سر کاملا بر روی شانه خوابیده است. در تمام مدت سماع آنان به هیچ چیز جز پایکوبی در گرامی داشت سال مرگ مولانا توجه ندارند.
با خواندن قرآن سماع به پایان می رسد. مریدان مولانا با ادب و احترام تمام خرقه می پوشند ودرجای شان می نشینند. گویی مولانا همین امروز از دنیا رفته است. حتی گروه موسیقی سر تعظیم فرود آورده اند. از جمعیت حاضر در سالن صدایی در نمی آید وعکاس ها از جنب و جوش افتاده اند.

Delicious
Digg
Facebook
Twitter
Yahoo!
Technorati





نظرات (1)
raghs sama
man nemidoonam chera in raghs dar mahafel Iraniha ham rayej shodeh, in raghs nist noee harakat tekrari ast va khyli khasteh konandeh ast motaasefaneh dar myan Irani ha ham dar in salhye akhyr rayej shodehkeh chandan khoshhal konandeh nist
واکنش شما به این مقاله