شنبه 30 ژوئن 2012
گروه نیاز و آلبوم تازه‌اش در پاریس
نوشتۀ شهلا رستمی

گروه نیاز بار دیگر با البومی تازه و یک کنسرت کوتاه به فرانسه باز گشت و سبک مخلوط موسیقی خود را دوباره به گوشمان رساند که رنگهائی از موسیقی ایرانی،هندی وخاورمیانه دارد.

 این آلبوم تازه که "سمود" نام دارد حاصل همکاری چندین ساله اعضای گروه نیاز است که شامل "لوگا رامین ترکیان" و "کارمن ریزو" می شود که با سازها و دستگاه‌های الکترونیک خواننده گروه "اعظم علی" را همراهی می کنند.

 
اشعار ترانه های این آلبوم گاه از مولانا و گاه از بابا طاهرعریان و یا موسیقی مردمی افغانستان و دیگر فرهنگ‌ها گرفته شده است.
 
ایرانی تبار بودن دو تن از موزیسین های گروه یعنی "رامین ترکیان" و "اعظم علی"، نقش بسزائی را در این امتزاج بازی می کند. "اعظم علی" در ایران زاده، اما در هند بزرگ شده و سپس در آمریکا کار هنری خود را آغاز کرده است.

گروه نیاز، از راست به چپ: لوگا رامین، اعظم علی و کارمن ریزو

در آغاز گفتگو با "لوگا رامین ترکیان" و به مناسبت معرفی سی دی و کنسرتی خصوصی که به منظورضبط برای اینترنت در روز 27 ژوئن در پاریس برگزار شد، از او پرسیدم چرا آلبوم تازه گروهش "سمود" نام دارد و معنای آن چیست ؟

گفتگو با لوگا رامین ترکیان
 
29/06/2012
by شهلا رستمی
 
 

 
 گفتنی است که "رامین ترکیان" که شماری ساز می نوازد و آهنگساز نیز هست در گذشته گروه "اکسیوم آف چویس" و سپس "گروه نیاز" را بنیان گذاشته است.
او همچنین موسیقی چند فیلم را ساخته است. درحالی که "اعظم علی" در آغاز شیفته سنتورمی شود و این ساز او رابه سوی مویسقی هدایت می کند.
 
گروه نیاز در شب 13 ژوئیه ، یعنی شب پیش از جشن ملی فرانسه، یا شبی که همواره مراسم رقص در گوشه و کنار شهر ها و روستاهای فرانسه بر پا می
شود، در محله هژدهم پاریس برنامه اجرا خواهد کرد
 
Institut des Cultures d'Islam
23 rue Léon, 75018 Paris - 01 53 09 99 84 
 
 
 
فستیوال فیلم "کارلوی واری" و بازگشت علی مصفا به بخش مسابقه ای آن
 
فیلم های چهاربخش مسابقه ای «47 امین فستیوال فیلم "کارلوی واری"» که از روز 29 ژوئن تا 7 ژوئیه در جمهوری چک، برگزار خواهد شد، اعلام گردید.

آفیش امسال فستیوال Karlovy Vary

در بخش اصلی مسابقه‌ای 12 فیلم پیش از پخش بین المللی، برای ربودن "گوی کریستال" با یکدیگر در رقابت خواهند بود که یکی از آنها «پله آخر» ساخته و با بازی "علی مصفا" و "لیلا حاتمی" است.
 
گفتنی است که لیلا حاتمی و علی مصفا در سال 2010 به عنوان هنرپیشه های  فیلم «چیزهائی هست که نمی دانی»، ساخته "فردین صاحب زمانی" که در بخش مسابقه ای شرکت داشت، در فستیوال "کارلووی واری" حضور داشتند . پیش تر این زوج به مناسبت شرکت فیلم «سیمای زنی در دور دست» ساخته "علی مصفا" در سال 2005 به این فستیوال آمده بودند.
 
فیلم‌های دیگر ایرانی از جمله «یک خانواده محترم» ساخته "مسعود بخشی"، «یک پذیرائی ساده» ساخته "مانی حقیقی" و «کات» ساخته "امیر نادری" در بخش "نوعی نگاه" یا "نگاهی دیگر" فستیوال "کارلوی واری" شرکت دارند و "مسعود بخشی" به عنوان یکی از اعضای داوران بخش "دوربین مستقل" در "کارلووی واری" حضور خواهد داشت.
در کنار ایران، کشورهای نروژ، اتریش، جمهوری چک، ایتالیا، لهستان، پرتغال، اسپانیا، یونان، ژاپن، کانادا و مکزیک هم حاضر هستند.
 
بخش مسابقه‌ای "در شرق غرب" که یکی از بخش های مورد توجه کسانی است که سینمای اروپای شرقی را دنبال می کنند، امسال تغییری اساسی در شکل خود داده و تنها فیلم های نخست و دوم کارگردانان این منطقه را می پذیرد.
 
بخش مسابقه‌ای "مستند" فیلم هائی را در برمی گیرد که بلند تر از 30 دقیقه باشند.
 
بخش فوروم "مستقل ها" به فیلم‌های مستقلی که در سراسرجهان ساخته می شوند اختصاص دارد و بخشی است مسابقه‌ای که جایزه اش "دوربین مستقل" نام دارد و به شکل مشترک با تلویزیون چک داده می شود. 
 
بخش "افق ها" به فیلم‌هائی اختصاص داد که در سراسر جهان ساخته می شوند و در میان آنها بسیاری از فیلم‌هائی دیده میشوند که در فستیوال‌های دیگر جایزه برده اند. در این بخش ما شماری از فیلم هائی را می بینیم که در فستیوال "کن" شرکت داشتند و یا فیلم «فاوست» ساخته "الکساندر ساکوروف" که در ونیز جایزه ربود و هم اکنون در فرانسه بر روی پرده سینماهاست.
 

Karel Och

- از "کارل اوخ"، مدیر هنری فستیوال "کارلوی واری" پرسیدم: به نظر می رسد به اروپا جای بزرگی در فستیوال داده شده که این تازگی ندارد و ما از چندی پیش شاهد حضور گسترده فیلم های اروپائی در فستیوال ها بودیم در حالی که کشورهای سینما پرور آسیائی دیگر به اندازه پیش حاضر نیستند. این چه دلیلی دارد؟ آیا مسئله تولید است یا کیفیت فیلم ها؟
 
 "کارل اوخ": این درست مانند این است که شما از من بپرسید ایا یک تم خاص را در فیلم ها دنبال کرده ایم یانه؟ ما فیلم هائی را که برایمان فرستاده شده نگاه می کنیم بدون این که به ملیتشان توجه داشته باشیم. معیار اصلی ما این است که آیا فیلم شایسته یا درخور بخش مسابقه‌ای است یا نه. از سالی به سالی دیگر فرق می کند و بعنوان مثال سال گذشته ما فیلم هائی از آمریکا، آلمان و یک فیلم از فرانسه داشتیم اما امسال هیچ یک از این کشورها در بخش مسابقه‌ای شرکت ندارند. در مورد سینمای آسیا باید بگویم که ما خوشحالیم از این که یک فیلم ژاپنی و یک فیلم ایرانی در بخش مسابقه‌ای داریم. مشکل دیگر دریافت فیلم های تازه است که پیش‌تر در هیچ کجا نشان داده نشده باشند. و این فیلم‌ها شمارشان بالا نیست .
 
- به چه دلیل بخش "در شرق غرب" را به فیلم های نخست و دوم محدود کردید؟
 
"کارل اوخ": خوشحالم که این پرسش را مطرح می کنید. چون این بخش یکی از بخش های مهم فستیوال ماست که فیلم های اروپای شرقی و مرکزی را به علاقمندان می شناساند و ما میخواستیم با گزینش نخستین و دومین فیلم‌های کارگردانان این منطقه، آنها را به دست اندرکاران خارجی بشناسانیم. نکته دیگر این که شماری ازفیلم های این منطقه در بخش مسابقه‌ای هم شرکت می کنند و این مسئله باعث شده بود کسانی که دربخش "شرق غرب" قرار داده می شوند احساس کنند فیلم‌شان کیفیت لازم را نداشت است. بدین ترتیب اگر ما به عنوان مثال فیلم سومی از لهستان داشته باشیم، آن را در بخش مسابقه‌ای قرار می‌دهیم.
 
- در زمان ریاست خانم "اوا زائورالوآ"، تنها ستارگان مورد توجه نبودند بلکه تلاش بسیاری برای جلب جوانان و مردم به این فستیوال شده بود، آیا شما هم همان سیاست را دنبال می کنید؟
 
"کارل اوخ": البته، البته چون وقتی در اوائل سال‌های 1990 آقای "ییری بارتوشکا" و خانم "ژائورالووآ" این فستیوال را سر و سامان دادند، استقبال بسیار خوبی از آن شد و جوانانی را به سوی خود کشید که با کیسه خوابشان به اینجا می آیند. حالا جوانان دیگری هم می آیند اما همان‌هائی که در کیسه خواب میخوابیدند و سنشان بالا رفته در هتل ها ساکن میشوند، آنهاهمچنان با  همان علاقه سابق به فستیوال می آیند. ما همچنان تلاش خواهیم کرد که این گفتگوی بدون واسطه میان فیلمسازان و تماشاگران را حفظ کنیم و ادامه دهیم.
 
- پس شما باید خوشحال باشید که به گونه‌ای آموزش تماشاگری داده اید؟
 
"کارل اوخ": به گونه‌ای بله؛ چون فیلم‌های مولف چندان جائی در زنجیره پخش فیلم ها ندارند. اینجا مثل پاریس نیست که در آن همه گونه فیلم از کشورهای مختلف را می توان دید. مردم به دیدن فیلم های هنگ‌کنگی و ژاپنی می روند و بعد در کافه ها می نشینند و درباره آنها صحبت می کنند. در جمهوری چک، یک چنین برخورد و یا رسمی وجود ندارد و مردم طی سال چندان به دیدن این گونه فیلم ها نمی روند، در نتیجه همه انرژی خود را برای دیدن فیلم های فستیوال ذخیره می کنند. آنها وقتی به "کارلوی واری" می آیند دست کم چهار یا پنج فیلم در روز می بینند و بعد دوباره به دنیای فیلم های تجاری بر می گردند.
 
 - برگردیم به بخش اصلی و انتخاب فیلم های ایرانی. "اوا زائورالوآ" خدمت بزرگی به سینمای ایران کرد و صدقه سر او ما فیلم‌های بسیاری را دربخش های مختلف این فستیوال دیدیم. اما بنظر می‌رسد که شما تمایل خاصی به زوج "حاتمی- مصفا" دارید؛ البته این بدین معنا نیست که آنها سزاوار این توجه نیستند، بلکه منظوراین است که آیا ما هنرمندان زیاد دیگری را این اواخر درفستیوال ندیده ایم؟
 
"کارل اوخ": این تنها دومین فیلم "علی مصفا" با بازی "لیلا حاتمی" است که در بخش مسابقه‌ای در "کارلوی واری" شرکت داده می شود. بهرحال ما رابطه بسیار طولانی و خوبی با "محمد اطبائی" و شرکتش "مستقل های ایران" داریم و او همه ساله به ما چند فیلم معرفی می کند که همگی کیفیتشان بالاست. او فیلم های خوبی را بر‌می گزیند و به عنوان مثال چند سال پیش فیلم «بیستگ» را به ما معرفی کرد که شماری جایزه برد. امسال ما دوفیلم اورا داریم که یکی در بخش مسابقه ای است و دیگر فیلم «یک میهمانی ساده» ساخته «مانی حقیقی» است که در برلن به نمایش در آمد و دربخش "نگاهی دیگر" ما گنجانده شده است. ما همچنین «یک خانواده محترم» را در این بخش داریم که ساخته "مسعود بخشی" است و در "پانزده کارگردانان" "کن" به نمایش درآمد. مسعود بخشی ژوری بخش "دوربین مستقل" است . "امیر نادری" را هم نباید فراموش کرد که مدتها است بیرون از ایران زندگی می کند اما بخش مهمی از سینمای این کشور را تشکیل می دهد. من می توانم بگویم که عاشق آخرین فیلمش «کات» شدم که هم در ونیز و هم بار دیگر در تورنتو آن را دیدم. باید یاد آوری کنم که فستیوال "کارلوی واری" در سال 1995 از او بزرگداشت به عمل آورده بود. در دیدارمان او گفت که دلش میخواهد به "کارلوی واری" بیاید و خواهد آمد و ما از آمدنش خوشحال هستیم.
 
- به "کارل اوخ" گوشزد کردم که امیر نادری، چهرۀ مهم سینمای ایران بجز چند فستیوال از جمله "تورینو"، چندان مورد توجه قرار نگرفته . که این متأسفانه در مورد شماری سینماگر مهم کشورهای دیگر هم صدق می کند و این پرسش را مطرح می کند که چرا فستیوال‌ها گاه اینقدر دیر به یک چهره مهم سینما توجه می کنند و ابراز امیدواری کردم که نظر به اهمیت فستیوال "کارلوی واری" و این که حرفه‌ای های سینما از نزدیک آن را دنبال می کنند، بتواند این کاستی را جبران کرد.
با ز هم از "کارل اوخ" پرسیدم آیا فیلم های ایرانی زیادی دیده است ؟


"کارل اوخ": امسال نه چندان؛ ما چند برنامه ریز داریم که روی سینمای ایران کار می کنند و فیلم‌های رسیده از این کشور را روی "دی وی دی" تماشا می کننند. اما من فیلم های زیادی ندیدم.

گفتگو با Karel Och مدیر هنری فستیوال Karlovy Vary
 
29/06/2012
by شهلا رستمی
 
 

در پی سخنان "کارل اوخ" باید بگویم که به هر حال شرکت کنندگان در فستیوال "کارلوی واری"، ولو اگر 4 یا 5 فیلم هم در روز ببینند، به سختی خواهند توانست همه 180 فیلمی که در بخش های مختلف این فستیوال به نمایش در میاید را دنبال کنند.
 
باید اضافه کنم که گوی طلای فسیتوال برای یک عمردستاورد هنری، به خانم "هلن میرن"- هنرپیشه انگلیسی، داده خواهد شد که همچنین در فیلم «در» ساخته "ایستوان زابو"ی مجار نقش آفرینی می کند و در فستیوال به نمایش در خواهد آمد.
 
از "سوزان ساراندون"- هنرپیشه بسیار خوب و متعهد آمریکائی، هم بزرگداشت به عمل خواهد آمد.
 
از همه غافلگیر کننده تر آفیش امسال فستیوال است که به نوشتن رقم درشت 47 میان یک صفحه سفید بسنده کرده است. این در حالی است که تیزرهای این فستیوال با سلیقه خاص، میز آنسن و صرف بودجه و اندیشه ساخته می شوند و از تنوع ویژه‌ای برخوردارند. 
 
 
فستیوال "پاریس سینما"

همانگونه که در زمان اعلام موجودیت "فستیوال فیلم شانزه لیزه" گفته شد، شهر پاریس بدون در نظر گرفتن حومه آن، با داشتن 89 مجموعه سینمائی و 378 اکران و نیز در کنار آن بیش از 100 سالن تآتر، لحظه ای نیست که از نظر هنری و سنیمائی خالی بماند. با این حال باز هم هر از گاهی تلاشی به بر پا کردن فستیوال در آن می شود و این فستیوال ها چندان جائی در میان فستیوال های دیگر برای خود نمی یابند.
 
یکی از آنها فستیوال "پاریس سینما"ست که گر چه از ده سال پیش کار خود را آغاز کرده و همه ساله شماری هنرمند به نام را هم به عنوان ژوری ویا میهمان گرد خود فرا می آورد، باز هم نمی تواند حتا با فستیوال سینماهای آسیا و یا سه قاره رقابت کند.
 
به هرحال در برنامه امسال هم که از روز 29 ژوئن تا 10 ژوئیه در "فوروم دز ایماژ" ادامه خواهد داشت، بیش از 250 فیلم گنجانده شده که شماری از آنها پیش از اکران عمومی شان و شماری دیگر در بخش های مرور بر آثار گنجانده شده‌اند. 
 
"شارلوت رامپلینگ"- هنرپیشه انگلیسی، ریاست هیأت داوران را برعهده دارد و سینمای هنگ کنگ، میهمان ویژه فستیوال امسال است. 
 
در برنامه ویژه سینمای هنگ کنگ، حدود 80 فیلم متشکل از فیلم های ملو درام سال‌های 50 و 60، فیلم های نادر، موج نوی سینمای هنگ کنگ، فیلم های دیده نشده و نسل تازه این سینما به نمایش در می آید.
"جانی تو" یکی از چهره های مطرح سینمای هنگ کنگ در این فستیوال حضور خواهد یافت و در شبی که به شماری از فیلم های او اختصاص داده شده، به معرفی آنها خواهد پرداخت.
 
گفتنی است که درمیان فیلم های بخش مسابقه ای، فیلم "انیمیشن" بسیار تعمق برانگیز کره ای «پادشاه خوک ها» ساخته "یئون سانگ هو" به نمایش در می آید که جوایز بسیاری را ربوده و در بیشتر فستیوال‌ها فیلم برگزیده تماشاگران بوده است.
علاوه بر شب سینما که در شب 29 ژوئن در" فوروم دز ایماژ" برگزار می گردد، در روزهای 7 و 8 ژوئیه نیز حراجی سینما در برابر سینمای "ام کا دوی" محله 13 پاریس تشکیل خواهد شد.
 
 
"متروپل- فستیوال شهر وسینما" تهران را فراموش نکرده است

اولین فستیوال "شهر وسینما" همراه با میز گردها و ماستر کلاس ها، از روز 29 ژوئن تا 4 ژوئیه، در محل "خانه معماری" در محله دهم پاریس برگزار می گردد.
 
این فستیوال بر پایه این فکر به وجود آمده که شهر و سینما رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و هر دو شاهدی هستند بر تحول جامعه شهری دوران ما.
از این روست که شهر، از یک دکور ساده فاصله می گیرد و تبدیل به یکی از شخصیت های فیلم ها می شود. بنابراین همراه با حرفه ای های شهر وسینما، تماشاگران به دیدن شهرهائی چون تهران، مکزیکو، دیترویت، شانگهای، و لاس‌وگاس می روند.
 
برگزار کنندگان این پرسش را مطرح می کنند که شهرها چگونه متحول می شوند و از ورای فیلم ها نشان می دهند که به عنوان مثال فیلم های آسیائی بر تحول سریع شهرها انگشت می گذارند که از یک سو باعث از بین رفتن ارزش های سنتی و خانواد گی و از سوی دیگر ویرانی خانه های سنتی‌ای می شوند که بنیان گذار این شهرها بوده اند.
 
در کنار هم قرار دادن دو پدیده بنیادی یا بنیان گذاراجتماعات، یعنی خانواده و خانه‌های سنتی و سرعت درهم پاشیدن آنها به دلیل توسعه سریع در شرق تمایل مردم غرب  به حفظ میراث باستانی و فرهنگی، پیش داوری‌ها را زیر پرسش می برد. یعنی در جائی که همه چیز در ظاهر حکایت از گسستن با گذشته دارد، بیشتر در حفظ میراث و سنت تلاش انجام می گیرد تا کشورهائی که خود را پرچمدار حفظ سنت می دانند.
 
گفتنی است که شهر تهران موضوع برنامه روز 3 ژوئیه است که طی آن دوفیلم «تهرون» ساخته "نادر تکمیل همایون" و «تهران انار ندارد» ساخته "مسعود بخشی" به نمایش در می آیند.

البته منطقی تر است که به دیدن همه فیلم ها به منظور دنبال کردن هدف برنامه ریزان و مقایسۀ شماری شهر بزرگ دنیا بشتابیم.
 
شرکت در این فستیوال رایگان است .
http://www.villeetcinema.com/filmographie-bibliographie/
 


«فاوست» بار دیگر خلاقیت "الکساند ساکوروف" را ثابت می کند
 
با اقتباس از رمان بنام "گوته"- «فاوست»، "الکساندر ساکوروف"- کارگردان مهم روسی، به چهارگانه خود درباره خود‌کامگی و فساد پایان می دهد؛ چهار گانه ای که در سال 1999 با «مولوک» آغاز شد که دنیای تاریک هیتلر را نشان می داد و غرب را با سینماگری خاص آشنا می کرد که از نور و تصویر استفاده بسیار تازه ای کرده بود.
 
پس از آن نوبت «تانوروس» رسید که لنین را به تصویر می کشید.
 
 سپس با «خورشید» درماندگی "هیروهیتو"- امپراتور ژاپن، را در برابر زورگوئی آمریکا نشان داد و اینک به «فاوست» رسیده که شاهکاری است از نو آوری و بازی با تصویر.
 
فیلم با صحنه های پرواز به روی زمین آغاز می شود و تماشاگر را به شهر کوچکی در آلمان و در قرون وسطا می رساند که در آن دکتر "فاوست" در حال کالبد شکافی است.
در اینجا برای نخستین بار "ساکوروف" امعا واحشای بیرون ریخته شده را نشان می دهد و سپس می بینیم که این پروفسور گر چه دانش بسیار دارد اما احساسی در او دیده نمی شود.
سپس موجودی کریه و شیطان وار که ربا می دهد وارد گود می شود که در همه جا دکتر "فاوست" را دنبال می کند تاسرانجام موفق می شود او را وادار کند که روحش را به وی بفروشد. ربا خواری که در دنیائی پر از زشتی و کثیفی ها غرق است.
در این جاست که پول، قدرت، دانش، سکس، زیبائی و مرگ دست به دست هم می دهند ومعجونی بوجود می آورند که با توانائی "ساکوروف " در به کار بردن رنگ خاص، استفاده بی نظیر از دوربین، فیلم را شبیه به تابلوهای کابوس وار "ژروم بوش"- نقاش قرن پانزدهم هلند، می سازند. 
 
فیلمی که هم خلاقیت "ساکوروف" و هم فیلمبردارش"برونو دل بونل" فیلمبردار فیلم «آملی پولن» ساخته "ژان پییر ژونه" را برجسته می سازد.
 
یکی از دلایل نزدیک شدن برخی از سکانس های فیلم به تابلو های نقاشی، علاقه "ساکوروف" به نقاشی و تمایلش به نزدیک کردن فیلم به بوم نقاشی است. او میخواسته بدین ترتیب فضای تابلوهای "رامبراند" را ایجاد کند. و در این کار موفق شده است. 
 
البته در گذشته کارگردانان دیگر از جمله "مورناو"- آلمانی، که درسال 1926 «فاوست» خود را ساخت، داستان "گوته" را با تعریفی برگرفته از مکتب اجبار به تصویر کشید.
بدین معنا که در فیلم "مورناو"، یک موجود شیطانی سایه خود رابه روی بشریت می اندازد و معصومیت اورا می گیرد. در حالی که در «فاوست»- "ساکوروف" ، این روح خبیث در شهر کثیف و فقیر و در میان مردم غافل در گردش است واز جنگ میان بدی و خوبی خبری نیست. به عبارت دیگرهمه چیز فساد پذیر است. 
 
در آغاز فیلم که به زبان آلمانی ساخته شده، بیننده چندان نمی فهمد کارگردان به کجا می خواهد او را ببرد، اما کم کم جذب این دنیای کابوس‌وار می شود
 
. بی جهت نیست که داوران فستیوال "ونیز"، شیر طلائی این فستیوال را به "ساوکورف" اعطا کردند. فیلمی که دانستن زبان برای دنبال کردنش بسیار مهم است چون حتا زیر نویس ها بسیار تند حرکت می کنند.
 
 
«دالاس» باز می گردد
 
«دالاس» یادتان هست ؟ همان سریال سال‌های 70، که از جمله در ایران مردم را شب پخشش زودتر به خانه ها می کشید و خیابان‌ها تا حدودی خلوت میشد.
 
حال بیش از 20 سال پس از پایان ماجراهای خانواده "اوینگ"، بار دیگر "لری هاگمن" در نقش "جی آر"، "پاتریک دافی" (61 سال) درنقش "بابی"، "لیندا گری" (71 سال) درنقش "سو الن" ظاهر می شوند.

این فیلم که از چند روز پیش توسط یکی از شبکه های کابلی آمریکا پخش شد، هم اکنون به 32 شبکه تلویزیونی خارجی فروخته شده که از جمله آنها شبکه یک تلویزیون فرانسه است.
 
گفتنی است که "جی ار" 80 ساله، چند روز پیش خبر از بیماری سرطان خود داد اما ظاهرأ دوستدارانش نباید نگران باشند چون مهم تلقی نشده است.
 
در سریال تازه هم "بابی" به سرطان مبتلاست و "جی آر" دچار افسردگی است.
برعکس "سوالن" که در تمام کشوها و کمد هایش بطری ویسکی دیده می شد، تبدیل شده به زنی توانا، جاه طلب، که اندیشه فرمانداری تکزاس را در سر می پروراند.
 
در گذشته اگر دعوا بر سر نفت بود، در سریال تازه دعوا میان دو گروه طرفدار نفت و طرفدار محیط زیست است. که البته محیط زیست نه از یک دید آرمانی بلکه به عنوان صنعتی پول‌ساز در آینده.
 
یک نکته تازه دیگر در «دالاس» جدید، رسیدن خارجی ها و داد و ستد با چینی ها و اهالی آمریکای لاتین است.
 
افزون بر این هنرپیشه های قدیمی، چند هنرپیشه جوان نیز به جمع پیوسته اند. تهیه کنندگان همچنین موسیقی فیلم و تیزر همان سال‌های 1975-1991 را حفظ کرده اند.
 
حال باید دید که آیا سریال تازه خواهد توانست به آن محبوبیت سریال پیشین دست یابد؟ محبوبیتی که از شباهت خانواده ها و مشکلاتشان به یکدیگر ناشی می شد.
 
 
سالگرد مرگ "مایکل جکسون"

در روز 25 ژوئن 2009،  انتشار یک خبر بسیاری از مردم جهان را بهت زده و شماری را غمگین کرد و آن خبر مرگ "مایکل جکسون" خواننده بسیار با استعداد آمریکائی در پنجاه سالگی بود.
 
مرگی که در پی مصرف زیاد داروهای خواب آور و پزشگی که بدون وسواس و شاید هم زیر فشار خود هنرمند سر رسید، که داروهائی پیل انداز را به یک مرد 45 کیلوئی برای یک قد 175 سانتیمتری تزریق کرده بود.
 
مرگی که نطلبیده بود، چرا که "مایکل جکسون" در حال آماده کرده آخرین دوره کنسرت‌های خود زیر نام «پرده آخر» بود.
کنسرتی که قرار بود اورا بر صحنۀ شماری از کشورها بیاورد و هزاران نفر از طرفدارانش را هر شب به محل کنسرت‌هایش بکشاند.
 
در فیلمی به همین نام که "کنی اورتگا" از آخرین تمرین های "مایکل جکسون" گرفته بود، ما تلاش های این هنرمند را همراه با موزیسین ها و رقصندگان گروهش می بینیم که بسیار متأثر کننده است. فیلمی که 1.5 میلیون نفر را در فرانسه به سینما ها کشاند.
 
نباید فراموش کرد که خلاقیتی که ما از "مایکل جکسون" به خوبی در این فیلم می بینیم، نه تنها به دلیل استعداد او بلکه ثمره سال‌ها کار وتجربه است. بی دلیل نیست که مایکل که هفتمین فرزند خانواده بود، توانست به بالاترین سطح معروفیت و فروش صفحه برسد.
 
جالب اینجاست که علیرغم اصرار مادرش که می گفت فرزندان با استعدادی دارد، پدر وی- "ژوزف"، چندان توجهی نمی کرد. او که در کارخانه ای کار می کرد و به سختی خرج خانواده پر جمعیت خود را در می آورد، در عین حال گیتار نواز یک گروه "ریتم اند بلوز" به نام "فالکونز" بود.
در غیاب پدر، " تیتو"- یکی از پسرانش، با گیتار وی تمرین می کرد تا این که یک روز یک سیم آن را پاره کرد. پدر که بسیار خشمگین شده بود از او خواست دست کم نشان دهد چه کاری ازش بر می‌آید. با شنیدن صدای گیتار او، بی درنگ به خریدن لوازم لازم از جمله میکروفون و سازهای دیگر شتافت.
از آنجا بود که " ژوزف" تبدیل شد به مدیر گروهی که با شرکت فرزندانش تشکیل داد و آنرا "جکسون فایو" با اشاره به پنج برادر جکسون، نام نهاد.
 
پس از آن این گروه هر شب در جائی دور از محل زندگی شان برنامه اجرا می کرد و این بچه ها می بایستی صبح به مدرسه بروند.
هر شب، وقتی همگی آنها پس از کنسرت در ماشینی تنگ، همراه با سازها و تجهیزاتشان، جا می گرفتند، فوری به خواب می رفتند؛ اما وقتی ساعت 4 صبح به خانه می رسیدند بازهم می بایستی همه تجهیزات را خالی کنند و دو ساعت بعد برای رفتن به مدرسه آماده شوند ...
 
"مایکل جکسون" بعد ها از این سال‌ها به عنوان سال‌های بد رفتاری یاد میکرد. اما نباید فراموش کرد که وقتی ترانه «آی وانت یو بک» گروه "جکسون فایو" رادر صدر صفحات مورد علاقه آغاز سال‌های 70 قرار داد، "مایکل جکسون" 11 سال بیش نداشت و دوسال بعد با قطعه «بن» کار تکخوانی خود را آغاز نمود. کاری که در پنجاه سالگی متوقف شد.
 

 

بر چسب ها : سینما - موسیقی - هنر
نظرات
واکنش شما به این مقاله
To prevent automated spam submissions leave this field empty.
CAPTCHA
این آزمایش نشان می دهد که پاسخگو، کامپیوتر یا یک پایانۀ الکترونیکی نیست
Close