
"نگاه هائی از شرق : از شرق گرائی تا هنر مدرن" نام حراجی است که "کریستیز" پاریس، زیر این عنوان، آثار هنری هنرمندان ایرانی، عرب و ترک را همراه با شماری از نقاشان شرق گرای اروپائی در روز 4 نوامبر 2011 برگزار می کند.
پیش از این حراج، در روزهای 29 و 31 اکتبر ونیز 2 و 3 نوامبر، همه می توانند در محل "کریستیز" پاریس این آثار را از ساعت 10 تا 18 ببینند.
یکی از نقاشان بسیار مطرح ایرانی که در حراجی های دیگر هنری در صدر بسیاری از فروش ها قرار داشت محمد احصائی است که در سال 1939 در قزوین به دنیا آمد و فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبای تهران است.
او که در آغاز به آموزش "خطاطی" سرگزم بود، اولین نمایشگاه خود را در گالری "سیحون" در سال 1973 بر پا نمود و ار آن پس این کار ادامه یافت.
در حراج چهارم نوامبر "کریستیز" پاریس نه تنها شماری از آثار او در کنار کارهای دیگر هنرمندان صاحب نام ایرانی به فروش گذاشته میشود، بلکه، یکی از تابلوهایش به نام "الله" روی جلد کاتولوگ این حراجی چاپ شده است. تابلوئی که بین 40 تا 60.000 یورو قیمت گذاری شده است.
از محمد احصائی پرسیدم چگونه شد به خط و خطاطی رو آورد و چه عاملی باعث تحول وی به سوی یک مینمالیسم یعنی استفاده از یک تک واژه برای کشیدن هر یک از تابلو هایش شد ؟
گفتنی است که "کریستیز" خاورمیانه در روزهای 25 و 26 اکتبر یک حراجی دیگر در دوبی برای فروش آثار هنرمندان ایرانی، ترک و عرب بر پا کرد که در آن هنرمندان ایرانی به موفقیت چشمگیری دست یافتند.
سهراب سپهري، افشين پيرهاشمي و فريده لاشايي بازهم رقيبان عرب و ترک خود را جا گذاشتند و در روز حراج کريستيز دوبي که به آثار بالاي پنجاه هزار دلار اختصاص داشت ، گوی سبقت را ربودند.
در اين حراج، اثري از مجموعه «درختان» زندهياد سهراب سپهري با فروش 662 هزار دلاري رکورددار اين دوره شد.
افشين پيرهاشمي» نقاشي 37 ساله ايران و جوانترين هنرمند حاضر در جمع هنرمندان گرانقيمت ، با فروش 160 هزار دلاري تابلوي «ورود به نيويورک» بار ديگر توجه صاحبنظران را به خود جلب کرد و او را صاحب هفتمين رکورد فروش حراج 25 اکتبر کريستيز نمود.
فريده لاشايي»، نقاش ايراني با ويدئو اينستاليشن خود در اين حراج عنوان نخستين اينستاليشن به فروش رسيده در کريستيز دوبي را به خود اختصاص داد و اثرش 72 هزار دلار به فروش رسيد. .
اين اثربا الهام از «بهار عربي»، صحنههايي از فيلم ديکتاتور بزرگ ساخته «چارلي چاپلين» را به وسيله ويدئو پروژکشن بر روي تابلوي نقاشي خود به نمايش در ميآورد و آن را با ترانهاي از «امه کلثوم» خواننده محبوب و اسطوره ای عرب همراه می سازد.
رکورد سوم اين حراج به تابلوي انتزاعي از «سهراب سپهري» تعلق گرفت که به مبلغ 266 هزار دلار فروخته شد. مجسمه «عشق» پرويز تناولي با فروش 182 هزار دلار ودو تابلو از «فرهاد مشيري» و اثري از «رضا درخشاني » به بهای 146 هزار دلار به فروش رسیدند.
تابلوئي از زندهياد «بهمن محصص» 98 هزار دلار وهمچنين تابلويي از مجموعه اعداد، «فرهاد مشيري» 122 هزار دلار، اثري از زندهرودي 50 هزار دلار و اثري از «مهراد محب علي» 31 هزار دلار به فروش رسيدند.
"تآتر شهر" پاریس درگیر با تند روهای مذهبی و محکوم کردن خشونت آنان توسط کلیسای کاتولیک
نمایشی به نام " برپایه طرحی از چهره پسر خدا" به کارگردانی "رومئو کاسته لوچی" ، کارگردان بنام تآتر نوی ایتالیا، در تآتر شهر پاریس از همان آغاز کار با آشوبهائی روبرو گردید که گروهی تند رو به نام مسیخیت به راه انداختند و خواستار ممنوعیت این نمایش شدند. این درخواست آنها که به شکل شکایتی در دستگاه قضائی نیز مطرح شده بود، در روز 18 اکتبر، توسط دادگاه رد شد.
این گروه باز هم به حملات خود، این بار، با پرتاب تخم مرغ، استفاده از گاز اشگ آور، جلوگیری از ورود تماشاگران به سالن، اشغال صحنه تآتر و اعمال خشونت نسبت به تماشاگران ادامه داد. در واقع طی شش شب اول نمایش چهار شب آن با اغتشاش توأم بود و سپس با بستن تدابیر امنیتی شدید، یعنی حضور ماشین ها و حافظت گسترده پلیس همراه با کنترل شدید تماشاگران، شب هفتم آرام برگزار شد. این در حالی است که جمعیتی متشکل از حدود 40- 30 نفر در آن سوی خیابان با تکان دادن پلاکاردهائی شعار می دادند و گاه نیز ترانه های مذهبی می خواندند.
رئیس تآتر هم برای حفظ ارامش از شهرداری پاریس کمک خواست و حظور نیروهای انتظامی توانست تندرو های مذهبی را دور نگهدارد.
گفتنی است که این نمایش پیش تر در آلمان، بلژیک، نروژ، انگلستان، اسپانیا، روسیه، یونان، سویس، ایتالیا و لهستان به روی صحنه آمده هیچ مشکلی ایجاد نکرده بود. پیش تر یعنی در ماه ژوئیه، نمایش " برپایه طرحی از چهره پسر خدا "، در فستیوال" آوینیون" نیز به روی صحنه آمده بود،
تآتر شهر همچنین توماری را منتشر کرد که خیل عظیمی از مردم و هنرمندان آن را در دفاع از آزادی بیان و هنری امضاء کردند. این نمایش تا فردا 30 اکتبر در صحنه تآتر شهرخواهد بود. مردم هم ، هر شب بیشتر از شب پیش، به دیدن این نمایش می روند تا با این عمل خود از آزادی بیان وگویش هنری دفاع کنند.
حق با آنهاست چرا که به نوشته روزنامه لوموند، گروهکی که دست به این کار زده تنها از مذهبیون افراطی تشکیل نمی شود، بلکه توسط گروهای راست افراطی و فاشیستی چون "آکسیون دیرکت" تحریک می شود.
روزنامه لوموند در مطلب خود می نویسد این اعتراضات خشونت بار که توسط حدود 30 نفر انجام می گیرد به محافل ملی گرا-کاتولیک افراطی به نام "احیای فرانسه" وابسته است که دیکتاتوری فرانکو در اسپانیا و "سالازار" در پرتغال را مدل و سرمشق خود قرار می دهد. این گروهک در همه گرد هم آئی هائی که به مذاق تند رو اش خوش نمی آید حاضر می شود و خشونت به راه می اندازد. آنها که به یکی از کلیساهای متعصب وابسته هستند و کشیشی به نام "زاویه بووه" از آنها حمایت می کند، خود را گروه شوک یا ضربت می خوانند.
لو موند می نویسد : در پی حملات و حضور تهدید آمیز آنها در برابر تآتر شهر ، کلیسای کاتولیک فرانسه با انتشار بیانیه ای خشونت آنان را محکوم کرد و نوشت "کلیسای فرانسه هیچگاه تند رو و کور ذهن نبوده است"
در ثانی طبق معمول همه افراطی ها، این افراد حتا نمایش نامبرده را ندیده اند و معلوم نیست بر اساس چه تعریفی دست به چنین عملیات بسیار نادر و تعجب برانگیز، آنهم در کشوری لائیک می زنندکه شمار اندکی از مردمش برای دیدن پاپ زحمت از خانه بیرون آمدن را به خود هموار می کنند و کلیساها همواره خالی است.
حال ببینیم ماجرا بر سر چیست و چرا کسانی که حتا این نمایش را ندیده اند، آن را بی دلیل رد می کنند چرا که این نمایش حکایت از درماندگی انسان و شک او به همه باورها در زمان پیری و دردمندی می کند.
نمایش " برپایه طرحی از چهره پسر خدا" در واقع مرثیه ایست بر سرنوشت انسان و زیر سئوال بردن پیری و بیماری به عنوان ظلمی که خالق پاسخی برایش ارائه نمی کند. صحنه نمایش پر از سفیدی است : تخت سفید، مبل ها و میز- صندلی ها و فرشی سفید. بر روی دیوار بزرگ ته صحنه عکسی از مسیح دیده می شود. در بین این همه سفیدی پیرمردی به کمک پسرش وارد صحنه می شود که به سختی راه می رود. او به تماشای تلویزیون می پردازد اما درست هنگامی که پسرش آماده ترک خانه می شود، پیرمرد که ظاهرأ کنترل مجاری ادرار و هاضمه خود را ندارد، همه پوشگ، مو کت و مبل را کثیف می کند. و هنوز پسرش آنها را پاک نکرده، باز هم شرم زده و گریان، چون آگاه است اما کاری از دستش بر نمی اید، بار دیگر همه لباس و پوشک تازه و موکت را آلوده می کند. پسرش گر چه به تنگ آمده اما مهربانانه به نظافت او و اشیا آلوده شده در اطرافش می پردازد.
بعد ناتوان به سوی عکس مسیح می رود و بر آن تکیه می کند. مدفوع پیرمرد باز هم همه تخت و اطرافش را الوده می کند و او نیز فریاد زنان به سوی تصویر مسیح می شتابد و از صحنه خارج می شود. در آنجاست که صحنه تاریک می شود و تماشاگرحرکات و جوششی را زیر پوست صورت مسیح مشاهده می کند. درست مانند این که تحمل مسیح نیز از دیدن این درد ورنج به سر آمده باشد. سپس ماده سیاهی چون قیر یا خون مرده از سرش بیرون میریزد و پوست صورتش ترک می خورد و پاره پاره می شود. اما باز هم زیر آن صورت صاف قبلی تا حدودی حدس زده می شود که بر روی آن جمله معروف آئین مسیحیت نوشته شده که می گوید : " تو شبان من هستی". بخش هائی از این جمله که به زبان انگلیسی است نورانی است اما کلمه "نات" (نه) انگلیسی هم در کنارش دیده می شود که روشن نیست اما وجود دارد و حکایت از دو دلی در باورها می کند. دو دلی هائی که به گفته کارگردان شامل خود مسیح هم می شود که در بالای صلیب می پرسید : "خدایا، چرا من را رها کردی ؟"
این صحنه تکان دهنده درتاریکی وبا موسیقی ترسناک خود تماشاگرانی را که برای اولین بار، ترس آنانی را حس می کنند که به دیدن نمایشی ممنوع در زمان حکومت نازیها و حکومت هائی می رفتند و یا می روند که بسیاری از کارهای هنری را ممنوع اعلام می کردند و می کنند ، بیشتر می ترساند و از این رو تأثیر گذار تر می شود.
این نمایش از روز 2 تا 6 نوامبر در محل تآتر "سان کتر" در پاریس به نمایش در خواهد آمد و پس از آن به شهرهای دیگر فرانسه خواهد رفت.
فستیوال شهر لایپزیگ و جایزه بهترین فیلم مستند در ارتباط با دمکراسی
پنجاه و چهارمین فستیوال فیلم مستند و انیمیشن شهر لایپزیگ، یکی از کهن ترین و مهمترین فستیوال های اینگونه فیلم ها که در روز 23 اکتبر به پایان رسید، جایزه بهترین فیلم مستند در ارتباط با دمکراسی را به فیلم "بخش هائی از یک انقلاب" ساخته یک کارگردان ناشناس و تولید فرانسه اعطاء نمود.
این فیلم که تهیه کننده آن شرکت " هزار ویک فیلم پادوانی" ست ، رویدادهائی را کنار هم قرار داده که موج سبز وفعالیهایش را در تابستان 2009 در بر میگیرد.
کارگردان گمنام با مونتاژ کردن فیلم هائی که توسط تلفن های همراه گرفته شده، فیلم های خبری تلویزیون ایران و فیلم هائی که در "یوتیوب" پخش شد، همراه با دیالوگی که بین دو نفر، یکی در فرانسه و دیگری در ایران، انجام می گیرد، فیلمی می سازد که به گفته هیأت داوران، به خوبی جو عمومی را در آن زمان نشان می دهد.
این داوران می گویند که کارگردان با شجاعت بسیار نا هنجاری ها، سرکوب آزادی جراید و عقاید را نشان می دهد و ما می بینیم چگونه اینترنت می تواند پلات فرم خوب و مستندی برای مبارزات سیاسی باشد. همچنین این جایزه از این راه به همه کسانی تعلق می گیرد که در مبارزه با کسانی هستند که به شکلی پیگیر حقوق پایه ای آنها ار نفی می کنند. آنهائی که از خود به عنوان یک شهروند شهامت نشان می دهند و خطر بزرگ آن را هم به جان می خرند."
"جرج کلونی" از "پله های قدرت" بالا می رود
"جرج کلونی"، هنرپیشه و کارگردانی که فیلم هایش همواره حکایت از متعهد بودن او داشته همواره فساد و دسیسه چینی های دنیای سیاست را برملا می کند، با آخرین وچهارمین فیلم خود "پله های قدرت" که تیتر اصلی آن "اواسط مارس" است ، فیلمی اضطراب آور وبسیار سیاسی، ارائه می دارد که اکنون به پرده سینما ها ست. در این فیلم که در شب آغاز 68 امین فستیوال فیلم ونیز نشان داده شد و نظر بسیاری را جلب کرد، گر چه "کلونی" حرف چندان تازه ای در مورد پشت پرده های مبارزات سیاسی در آمریکا نمی زند، اما بار دیگر تماشاگر رابیدار می کند و چند و چون جنگی بدون ترحم و بسیار کثیف را به آنها یاد آور می سازد. علاوه بر خود وی که نقش یک کاندیدای ریاست جمهوری نسبتأ شرافتمند را ایفا می کند که کم کم ناچار است وارد دسیسه های سیاسی شود،"رایان گوسلینگ" و "فیلیپ سیمور هوفمان" بازیهای بسیار خوب و طبیعی ارائه می دارند.
پایان بسیار خوب فیلم هم یکی از شایستگی های "جرج کلونی " را در امر ساختن فیلم های سیاسی نشان می دهد.
"جرج کلونی" که برای ساختن این فیلم سیاسی اضطراب آور از همه همکارانش خواسته فیلم مستند " اتاق جنگ" را ببینند که مبارزات "بیل کلینتون" را درسالهای 1992 به تصویر می کشید، با فیلم "پله های قدرت" گوشه چشمی به آغاز فعالیت های انتخاباتی "باراک اوباما"، رئیس جمهوری آمریکا می اندازد و با عث می شود که ما نیز در فرانسه به گونه ای دیگر به انتخابات مقدماتی حزب سوسیالیست و انتخابات آینده رئیس جمهوری در این کشور نگاه کنیم. این فیلم حتا می تواند درس خوبی برای نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا باشد که با در نظر گرفتن بحران اقتصادی و بالا گرفتن موج اعتراضات جوانان، دانشجویان، بیکاران و همه کسانی که به دلیل همین بحران همه روزه به جمع واماندگان می پیوندند، تلاش کنند از قالب کلیشه های همیشگی انتخاباتی بیرون بیایند.
طبیعتأ فیلمی که توسط "جرج کلونی" متعهد ساخته شده "لئوناردو دی کاپریو" تهیه کننده آن است، و به بخش چپ گرای هالیوود تعلق پیدا می کند، نمی تواند خشم شماری را بر نیانگیزد.
گله کمال تبریزی
کمال تبریزی، کارگردانی که از او به ویژه "لیلی با من است " و " مارمولک" را به خوبی به خاطر داریم که با طنزی ظریف به کاویدن مسائلی دردناک چون جنگ و عوام فریبی می پرداخت، هم به جمع گله مندان سینمای ایران پیوست و در نامه ای که در شماری از سایت ها منتشر شده، برخورد با آخرین فیلمش را مطرح می کند.
او می نویسد : " بالاخره خیابان (های) آرام پروانه نمایش گرفت و قراره بعد از سعادت آباد در گروه سینما آزادی اکران بشه ولی ظاهرا قراره این فیلم هم مثل فیلم های دیگه به خاطر موضوعش مورد بی مهری رایج قرار بگیره ! برای مثال، زمان صدور پروانه نمایش را طوری عقب انداختند که نوبت اکران، درست مصادف بشه با ماه های محرم و صفر ! و فقط هم به این امر بسنده نکردند و به تهیه کننده و پخش کننده هم اعلام کردند که اختصاصا برای این فیلم، حق هیچگونه تبلیغی، نه در سطح شهر و نه در تلویزیون ندارید !!! و این تصمیم برای اولین بار، در طول تاریخ سینمای ایران، از طرف مسئولین کشور، برای شرایط نمایش یک فیلم سینمایی، گرفته شد ! در واقع با زبان بی زبانی، این نکته را اعلام کرده اند که ارشاد دوست ندارد؛ مردم این فیلم را ببینند ! و تا جایی که امکان دارد؛ کاری کنند که فیلم خیابان (های) آرام، کمترین بیننده را داشته باشد ! و این از سیاست ها و روش های نوین حمایت از سینمای ایران است ! : ما حق هیچگونه تبلیغی برای نمایش این فیلم نداریم ! مردم آهسته بیایند و فیلم را در کمترین تعداد ممکن ببینند و آهسته بروند ! خدایا در این دوران پر افتخار ! به داد مظلومیت سینمای ایران برس !...... از آقای رضوی، تهیه کننده محترم نیز گله دارم ! تقریبا هیچ عکس العمل مناسبی در برابر بلایایی که بر سر فیلم نازل می شود؛ ندارد ! هیچ اعتراضی را در برابر این موضوع منعکس نکرده است ! و حتی از من خواست که اصلاحات بیشتری را نسبت به آنچه که ارشاد اعلام کرده بود؛ انجام دهم تا خدای نکرده پلیس نیروی انتظامی هم از ما رنجیده خاطر نشود ! فعلا در ساخت فیلم باید مراقب رنجش خاطر همه ! رنجش خاطر فیلمساز، اهمیتی ندارد ! کمال تبریزی"
تآتر "بالشوی" پس از 6 سال تعمیر باز گشوده شد
معروف ترین تآتر روسیه "بالشوی" شب گذشت، جمعه، پس از شش سال تعمیر درهای خود را به روی میهمانانی گشود که در صدر آنان "دیمیتری مدودف" رئیس جمهوری روسیه قرار داشت. برنامه های پیش بینی شده که شامل باله و بخش هائی از اپراهای معروف روسی می شد به شکل مستقیم از شبکه بلویزیونی "آرته" در 36 کشور پخش شد.
گفته می شود گر چه میهمانان بلیطی نخریده بودند اما برخی دعوت نامه ها در بازار سیاه به 50.000 یورو به فروش می رسید.
آنچه در این بازسازی نظر را جلب می کند و در یک فیلم مستند نشان داده شد احیای ساختمانی است که در قرن نوزدهم، در سال1825 افتتاح شد و پس از انقلاب اکتبر 1917 محل سخنرانی ها و گرد هم آئی های مهم حزب کمونیت بود ،در حال در هم فروپاشی بود. گفتنی است که استالین هنر دوست در شب اول همه برنامه های این تآتر حضور پیدا می کرد و چون بسیار از توطئه می ترسید از یک راه زیرزمینی وارد آن می شد. برای برنامه شب گذشته نیز و حضور "دیمیتری مد ودیف" در این مراسم، به گفته خبرنگاران هیچ کس نمی توانست از کنار این تآتر عبور کند.
برای حفظ این ساختمان اسطوره ای و بزرگ کردنش از همه امکانات فنی و آکوستیکی استفاده شده تا ساختمان بتواند 150 سال دیگر دوام بیاورد و هنرمندان بتوانند به خوبی در آن هنرشان را ارائه کنند.
نوسازی ساختمانی که 70% آن ویران بود و می رفت فرو ریزد 500 میلیون یورو خرج برداشته و بیش از هزار کارشناس برای روی پا نگاه داشتن آن، که به دلیل عبور خط مترو در سالهای 1930 شکننده تر شده بود، فعالیت کرده اند. یکی از معجزه های فنی انجام گرفته حذف لایه بتونی جایگاه ارکستر است که به پژواک آن کمک نمی کرد و می بایستی با کفی ساخته شده از چوب کاج جایگزین شود. برای تغییر دکور صحنه در کمترین زمان همه امکانات فنی بسیار مدرن در این سالن به کار گرفته شده است.
سالنی بسیار مدرن و مناسب برای تمرین ارکستر، کر وباله در زیر زمین آن ایجا شده که می توان 300 تماشاگر را هم در خود بپذیرد. دکور و مجسمهای طلائی این سالن که در زمان شوروی سابق به شکلی نامناسب نگهداری شده بود از راههای سنتی یعنی استفاده از سفیده تخم مرغ و ودکا تمیز شده اند. پرده پیشین این تآتر که دارای تصویر داس و چکش بود هم توسط پرده ای با تصویر عقاب سلطنتی روسی جایگزین شده بود. اما در حین نمایش دیشب، تصاویر پرده پیشین و ریزه کاریهای آن به کمک تصاویر دیجیتالی به هنگام اجرای یک آریا توسط یک خواننده روسی نشان داده شد.
در پایان صحنه آرائی بسیار جالب طراح صحنه "دیمیتری چرنیاکف" دعوتی بود برای رفتن و دیدن این تآتر از نزدیک.
این برنامه و نیز فیلمی که در مورد چند و چون باز سازی آن تهیه شده در روی سایت تلویزیون ارته قابل دیدن است .
در تاریخ 13 و 14 نوامیر هم اولین اپرائی که در این سالن اجرا خواهد شد، "روسلان ولودمیلا" ساخته " گلینکا" به شکل مستقیم از آرته پخش خو.اهد شد. اما پیش از آن، علاقمندان می توانند مراسم زیبای گشایش این تآتر را در لینک زیر ببینید.
http://videos.arte.tv/fr/videos/gala_de_reouverture_du_bolchoi-4231842.html
http://www.bolshoi.ru/en/

Delicious
Digg
Facebook
Twitter
Yahoo!
Technorati












نظرات
واکنش شما به این مقاله