
مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سال ۲۰۱۱ را "سال جهانی جنگل" نامگذاری کرده بود؛ تا توجه جهانیان را به اهمیت رسیدگی به وضعیت جنگلها در سراسر جهان جلب کند. همچنین گذشته از هشدار دادن نسبت به عواقب تخریب بیش از پیش جنگلها در بسیاری از نقاط جهان، سطح آگاهی را در ارتباط با حفاظت و توسعۀ پایدار انواع جنگلها بالا ببرد.
در این میان، در واپسین روزهای سال ۲۰۱۱، نشستی با عنوان "همایش بینالمللی بزرگداشت سال جهانی جنگل" در ایران برگزار شد و طی آن، نسبت به بروز فاجعه در جنگل های ایران هشدار داده شده است.
آقای دکتر اسماعیل کهرم، شما استاد دانشگاه، پژوهشگر و متخصص محیط زیست هستید. در وهلهی اول، چرا مسئولین سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگلهای ایران در آخرین روزهای "سال جهانی جنگل" به فکر برگزاری چنین همایشی افتادهاند؟
این کمال تأسف است! به خاطر اینکه اگر میخواستند این موضوع اثرگذار باشد، این کار را باید همان اوایل سال میلادی گذشته میکردند که مطبوعات، رادیو، تلویزیون و به طور کلی رسانه ها و مردم بیشتر به مسئلۀ جنگل بپردازند و مثلاً مانند مسائلی که در روز محیط زیست مطرح میشود، دانش آموزان و دانشجویان را مکلف بکنیم که انشا بنویسند و یا مقالۀ علمی در زمینۀ جنگل تهیه کنند.
به هرحال، اینها گذاشتند تا آخرین لحظه این کنفرانس را در تهران برگزار کردند که در هر صورت، بازهم بهتر از این بود که برگزار نشود. چون ظاهراً به عنوان یکی از کشورهای عضو سازمان ملل، نظر به اینکه سال ۲۰۱۱ از طرف سازمان ملل متحد به عنوان سال جنگل ها معرفی شده بود، ایران هم مکلف بود که چنین سینمار و کنفرانسی را برگزار کند.
آقای دکتر کهرم، در این گردهم آیی گفته شد که ایران در شمار هفتاد کشوری است که پوشش جنگلی اش کمتر از ۱۰درصد است. این رقم نشاندهندۀ چیست؟
اگر جنگلی وجود داشته باشد که در گذشته در مملکت ما بود، آنطور که سیاحان مینوشتند، ما میتوانستیم از جنوب به شمال کشور را طی کنیم، در زیر سایۀ درختان و یا از شرق به غرب؛ که الان اینطور نیست.
این عدد یک دهم خاک و یا ۱۰درصد از وسعت خاک یک مملکت، نمایانگر این است که ۱۰درصد از خاک زیر سایۀ درخت است، ۱۰درصد از خاک از پوشش جنگل دارد استفاده میکند، ۱۰درصد از خاک دارد از طراوت درختان استفاده میکند و ۱۰درصد از خاک دارد آب را توسط همین جنگلها و درختان به سفرۀ آبهای زیرزمینی میفرستد.
هر رقمی کمتر از این، نمودار ناکافی بودن مقدار جنگل نسبت به وسعت آن است، کما اینکه الان ما داریم میبینیم. به خاطر اینکه فایدۀ جنگلها در تأمین درخت و سایه خلاصه نمیشود و اینها عامل بسیار بسیار مهمی هستند، مثلاً در تولید اکسیژن و مثلاً در جلوگیری از گرد و خاک و یا فرسایش خاک. بنابراین کمتر از ۱۰درصد از وسعت یک مملکت، یعنی جنگل ناکافی برای آن کشور، هرجا که میخواهد باشد.
آقای دکتر کهرم، در این گردهم آیی، نسبت به بروز فاجعه در جنگل های ایران هشدار داده اند. وضعیت کنونی چگونه است که صحبت از فاجعه شده و در گذشته چگونه بوده است؟
بله؛ من تصور میکنم که فاجعه هم اکنون با ماست. یعنی ما نباید منتظر فاجعه باشیم. در ظرف ۳۰ سال، یعنی از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۶۹، ما پنج میلیون هکتار از جنگلهای شمال را از دست دادیم. در گذشته حدود ۳۳ میلیون هکتار جنگلهای شمال و یا "هیرگانی" را داشتیم که الان به ۱۲میلیون هکتار تقلیل پیدا کرده است. این آنچه هست که بر سر جنگلهای شمال آمده است.
جنگلهای زاگرس که از شمال غربی تا وسط های ایران، تا استان فارس ادامه دارد، همه ساله یک سوم آب ایران را مهار میکند، در سفره های زیرزمینی فرو میبرد. این جنگلها را ما در گذشته، به خصوص جنگلهای باارزش بلوط را به بهانه های مختلف از دست دادیم و جنگلهای سایر مناطق، مانند استان فارس، مانند جنگلهای خوزستان و یا خراسان و نواحی جنوب شرق ایران، مانند بلوچستان را هم به همین ترتیب داریم از دست میدهیم.
بنابراین ملاحظه میفرمایید که این هشدار کارشناسان به موقع و به جا است و حتی به نظر من، مقداری هم دیر شده است. یعنی اگر ما هماکنون به فکر نجات این جنگلها بیافتیم، شاید یک نسل انسانی، یعنی حدود ۳۰ سال طول خواهد کشید تا اینها برگردند به حالتی که همین ۳۰ سال پیش داشتند.
آقای دکتر کهرم، همچنین در این همایش گفته شده که برای جلوگیری از بروز فاجعه در رویشگاههای جنگلی، باید سریعاً اقدام کرد. در غیر این صورت، به زودی جنگلهای زاگرسی به بیابان تبدیل شده و جنگلهای شمال کشور تبدیل به رویشگاه های زاگرسی میشوند. این یعنی چه؟
مقصود از رویشگاههای زاگرسی، تنوع درختان بسیار کم است. یعنی مثلاً جنس بلوط غالب است و بعد جنس های دیگر درختها کم است و تُنُک هستند. یعنی یک درخت اینجا، دیگری به فاصلۀ پنجاه متر قرار دارد. در صورتی که در جنگلهای شمال ما انبوه و تراکمی را داریم که در جهان بیسابقه است. به قول یکی از پدران علم جنگل شناسی، وقتی در اروپا و امریکا میخواهند پدر و جد جنگلهای اروپایی را پیگیری و مطالعه کنند، به ایران می آیند. به خاطر اینکه این جنگلهای خودرو که دست انسان تا به حال در آن دخالت نداشته، حدود سه میلیون سال پیش به وجود آمده اند و دست طبیعت آنها را کماکان حفظ کرده و جای هر درختی که میمیرد، یک درخت می کارد.
اگر ما به همین صورت، به خاطر چوب، به خاطر منابع طبیعی، به خاطر فراهم کردن زمین برای چرا و یا به خاطر رها کردن دام در داخل جنگلها، از جنگلهای شمال، بهره برداری کنیم، به قول کارشناسان، جنگلهای مخروبه ای خواهیم داشت که تنک میشود و از تنوعی که الان برخوردار است، از این تنوع کاهش پیدا میکند و تبدیل به جنگلهایی مانند زاگرس میشود که آنها هم جنگلهای مخروبه هستند. حیف است! به راستی حیف است که این جنگلهای طبیعی سه میلیون ساله را ما از دست بدهیم.
آقای دکتر کهرم، همچنین گفته شده که ۳۰۰هزار هکتار رویشگاه جنگلی در غرب ایران از بین رفته است. چرا؟
دلایل از بین رفتن جنگلها در غرب ایران متعدد است. ولی قسمت اولاش، مثلاً تهیۀ سوخت است. ما در سال، از جنگلهای خودمان ۶/۹میلیون متر مکعب برای سوخت، تهیۀ زغال و یا هیزم، برداشت میکنیم. در حالیکه میزان پایدار ۳/۹میلیون مترمکعب است. یعنی ما سه میلیون مترمکعب را داریم از این جنگلها اضافه برداشت میکنیم؛ بیش از توان آنها. این سیستم پایدار نمی ماند. یعنی به قول سعدی:
«بر آن کدخدا زار باید گریست
که دخل اش بود نوزده، خرج بیست»
ما بیش از دخلمان داریم از این جنگلها داریم بهره برداری میکنیم.
مسئلۀ دیگر وجود دام در داخل این جنگلها است. مسئلۀ دیگر، وجود انسانها است که در داخل این جنگلها زندگی میکنند و پرچین زمینی که هر سال مورد استفاده قرار میدهند، مرتب در حال گسترش است. آنها میروند در دل جنگل درختها را قطع میکنند، برای مصارف صنعتی، سوخت و یا برای اضافه کردن به زمینهای کشاورزی.
ما زمینهای کشاورزی و زمینهای مرتع را به هزینۀ جنگلها داریم ایجاد میکنیم. همان کاری که در جنگلهای آمازون دارد صورت میگیرد، ما در وسعت کوچکتری، در ایران داریم انجام میدهیم. وقتی در طی سالیان حساب کنید، ۳۰۰هزار هکتار در سال، مقدار کمی نیست. ولی با این سرعت، به نظر میرسد که افزایش هم پیدا کند متأسفانه!
آقای دکتر کهرم، تخریب جنگلهای ایران چه عواقبی خواهد داشت؟
چندی پیش در شهر پُتسدام (potsdam) آلمان کنفرانسی در مورد جنگلهای جهان برگزار شد و "ناسا"، سازمانی که انسان را بر روی کره ی ماه نشاند، به آنجا آمد و گفت ما داریم برای اولین بار علممان را کاربردی میکنیم. یعنی تا به حال به آسمان نگاه میکردیم، از این به بعد به زمین نگاه میکنیم. یکی از چیزهایی که این سازمان به آن نگاه میکرد، جنگلهای جهان بود و دیگری تالاب های جهان. ناسا گفت: ما عکسها و تصاویر ماهوارهای را برای کشورها میفرستیم که به آنها هشدار بدهیم.
مملکت ما در یک منطقۀ خشک و نیمه خشک جهان قرار گرفته که میزان بارندگی در آنجا حدود ۲۵۰ میلیمتر در سال تخمین زده میشود. در حالیکه به طور معدل، جهان حدود ۸۵۰ میلیمتر باران دریافت میکند. با این میزان باران، ملاحظه میکنیم که چقدر مملکت ما خشک است و چقدر میزان آب برایش اهمیت دارد. جنگلها چه در شمال -جنگلهای هیرگانی- و چه در زاگرس، بهترین منبع تهیۀ آب هستند. یک لیتر آب در زمینهای جنگلی در ظرف هفت دقیقه به عمق زمین میرود و به سفرۀ آب زیرزمینی میپیوندد. در زمین کشاورزی، این زمان ۴۵ دقیقه طول میکشد و در زمینهای بایر بدون پوشش گیاهی، چهار ساعت. بنابراین جنگلهای زاگرس و جنگلهای شمال بهترین محل تأمین آب هستند برای مملکت خشک ایران.
از طرف دیگر، آمار نشان میدهد که یک هکتار جنگل در سال، ۷۰۰ تن از ذرات گرد و خاک را که به آنها "ریزگرد" میگوییم (مثلاً ریزگرد عربی، غربی و…)،جذب میکند.
از طرف دیگر با این همه وسایل نقلی های که ما در مملکتمان داریم، میزان گازهای گلخانه ای است که جنگل سپری است که کرۀ زمین دستاش گرفته و دارد در مقابل این سموم مقاومت میکند. آن را هم از دست میدهیم. جنگلها بهترین وسیلۀ تهیۀ اکسیژن هستند. وقتی آمدند برای یک درخت ارزشگذاری کردند، دیدند از نظر تولید اکسیژن، از نظر میزان آب، از نظر حفظ خاک، این درخت ارزشی معادل با ۴۰هزار دلار دارد. یعنی همان کاری را که درخت میکند، اگر ما بخواهیم از طریق صنعت از آن بهره برداری کنیم، یکسال ۴۰هزار دلار باید هزینه کنیم. این درخت دارد این کار را به طور طبیعی برای ما انجام میدهد.
من وقتی به دانشجویان محیط زیست میگویم که باارزشترین منبعی که در ایران داریم چیست؟ آنهایی که فرزانه هستند، برمیگردند میگویند: خاک! یعنی ما میزان فرسایش خاکمان در جهان یا رتبۀ اول و یا رتبۀ دوم را دارد. حال جنگل و پوشش جنگلی بهتر از هر چیز دیگری مثل مالچ، بوته ها، زمین زراعی و یا تالاپها خاک را حفظ میکند. ۴۳درصد فرسایش خاک در مملکت ما، در اثر جنگل زدایی پیش میآید.
یعنی جنگل را از بین میبریم، تبدیل به مرتع میشود، روی آن میچریم، آن را تبدیل به زمین زراعتی میکنیم، بعد از مدتی آن رشوه و کودی که به آن میدهیم، آنقدر افزایش پیدا میکند که دیگر درآمد ما کفاف هزینه را نمیکند و آنجاست که زمین را رها میکنیم و در فرسایش قرار میگیرد. تکه هایی از جنگل زیبای ارسباران و یا شمال و یا زاگرس گواه بر چنین عملی است.
بنابراین تمام جنبه های زندگی ما، از نظر کشاورزی، از نظر سلامت، تولید آب، تولید اکسیژن، جذب ذرات، جذب این همه سمومی که ما در فضا پراکنده میکنیم، منوط به وجود همین جنگلهاست که اینها را متأسفانه، این فواید را ما از دست میدهیم، اگر جنگلها را از دست بدهیم.

Delicious
Digg
Facebook
Twitter
Yahoo!
Technorati







نظرات
واکنش شما به این مقاله