شنبه 31 دسامبر 2011
وضعیت فاجعه‌بار جنگل‌های ایران
نوشتۀ آرش ادیب زاده

مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سال ۲۰۱۱ را "سال جهانی جنگل" نام‏گذاری کرده بود؛ تا توجه جهانیان را به اهمیت رسیدگی به وضعیت جنگل‏ها در سراسر جهان جلب کند. هم‏چنین گذشته از هشدار دادن نسبت به عواقب تخریب بیش از پیش جنگل‏ها در بسیاری از نقاط جهان، سطح آگاهی را در ارتباط با حفاظت و توسعۀ پایدار انواع جنگل‏ها بالا ببرد.

در این میان، در واپسین روزهای سال ۲۰۱۱، نشستی با عنوان "همایش بین‌المللی بزرگ‏داشت سال جهانی جنگل" در ایران برگزار شد و طی آن، نسبت به بروز فاجعه در جنگل‏ های ایران هشدار داده شده است.

آقای دکتر اسماعیل کهرم، شما استاد دانشگاه، پژوهش‏گر و متخصص محیط زیست هستید. در وهله‏ی اول، چرا مسئولین سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگل‏های ایران در آخرین روزهای "سال جهانی جنگل" به فکر برگزاری چنین همایشی افتاده‏اند؟

دکتر اسماعیل کهرم

این کمال تأسف است! به‏ خاطر این‏که اگر می‏خواستند این موضوع اثرگذار باشد، این کار را باید همان اوایل سال میلادی گذشته می‏کردند که مطبوعات، رادیو، تلویزیون و به طور کلی رسانه‏ ها و مردم بیشتر به مسئلۀ جنگل بپردازند و مثلاً مانند مسائلی که در روز محیط زیست مطرح می‏شود، دانش‏ آموزان و دانشجویان را مکلف بکنیم که انشا بنویسند و یا مقالۀ علمی در زمینۀ جنگل تهیه کنند.
به‏ هرحال، این‏ها گذاشتند تا آخرین لحظه این کنفرانس را در تهران برگزار کردند که در هر صورت، بازهم بهتر از این بود که برگزار نشود. چون ظاهراً به عنوان یکی از کشورهای عضو سازمان ملل، نظر به این‏که سال ۲۰۱۱ از طرف سازمان ملل متحد به عنوان سال جنگل‏ ها معرفی شده بود، ایران هم مکلف بود که چنین سینمار و کنفرانسی را برگزار کند.

آقای دکتر کهرم، در این گردهم‏ آیی گفته شد که ایران در شمار هفتاد کشوری است که پوشش جنگلی‏ اش کم‏تر از ۱۰درصد است. این رقم نشان‏دهندۀ چیست؟

اگر جنگلی وجود داشته باشد که در گذشته در مملکت ما بود، آن‏طور که سیاحان می‏نوشتند، ما می‏توانستیم از جنوب به شمال کشور را طی کنیم، در زیر سایۀ درختان و یا از شرق به غرب؛ که الان این‏طور نیست.
این عدد یک ‏دهم خاک و یا ۱۰درصد از وسعت خاک یک مملکت، نمایان‏گر این است که ۱۰درصد از خاک زیر سایۀ درخت است، ۱۰درصد از خاک از پوشش جنگل دارد استفاده می‏کند، ۱۰درصد از خاک دارد از طراوت درختان استفاده می‏کند و ۱۰درصد از خاک دارد آب را توسط همین جنگل‏ها و درختان به سفرۀ آب‏های زیرزمینی می‏فرستد.
هر رقمی کم‏تر از این، نمودار ناکافی بودن مقدار جنگل نسبت به وسعت آن است، کما این‏که الان ما داریم می‏بینیم. به‏ خاطر این‏که فایدۀ جنگل‏ها در تأمین درخت و سایه خلاصه نمی‏شود و این‏ها عامل بسیار بسیار مهمی هستند، مثلاً در تولید اکسیژن و مثلاً در جلوگیری از گرد و خاک و یا فرسایش خاک. بنابراین کم‏تر از ۱۰درصد از وسعت یک مملکت، یعنی جنگل ناکافی برای آن کشور، هرجا که می‏خواهد باشد.

آقای دکتر کهرم، در این گرد‏هم ‏آیی، نسبت به بروز فاجعه در جنگل‏ های ایران هشدار داده‏ اند. وضعیت کنونی چگونه است که صحبت از فاجعه شده و در گذشته چگونه بوده است؟

بله؛ من تصور می‏کنم که فاجعه هم ‏اکنون با ماست. یعنی ما نباید منتظر فاجعه باشیم. در ظرف ۳۰ سال، یعنی از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۶۹، ما پنج میلیون هکتار از جنگل‏های شمال را از دست دادیم. در گذشته حدود ۳۳ میلیون هکتار جنگل‏های شمال و یا "هیرگانی" را داشتیم که الان به ۱۲میلیون هکتار تقلیل پیدا کرده است. این آن‏چه هست که بر سر جنگل‏های شمال آمده است.

جنگل‏های زاگرس که از شمال غربی تا وسط‏ های ایران، تا استان فارس ادامه دارد، همه ساله یک ‏سوم آب ایران را مهار می‏کند، در سفره ‏های زیرزمینی فرو می‏برد. این‏ جنگل‏ها را ما در گذشته، به خصوص جنگل‏های باارزش بلوط را به بهانه های مختلف از دست دادیم و جنگل‏های سایر مناطق، مانند استان فارس، مانند جنگل‏های خوزستان و یا خراسان و نواحی جنوب شرق ایران، مانند بلوچستان را هم به همین ترتیب داریم از دست می‏دهیم.
بنابراین ملاحظه می‏فرمایید که این هشدار کارشناسان به ‏موقع و به‏ جا است و حتی به نظر من، مقداری هم دیر شده است. یعنی اگر ما هم‏اکنون به فکر نجات این جنگل‏ها بیافتیم، شاید یک نسل انسانی، یعنی حدود ۳۰ سال طول خواهد کشید تا این‏ها برگردند به حالتی که همین ۳۰ سال پیش داشتند.

آقای دکتر کهرم، هم‏چنین در این همایش گفته شده که برای جلوگیری از بروز فاجعه در رویش‏گاه‏های جنگلی، باید سریعاً اقدام کرد. در غیر این صورت، به زودی جنگل‏های زاگرسی به بیابان تبدیل شده و جنگل‏های شمال کشور تبدیل به رویش‏گاه‏ های زاگرسی می‏شوند. این یعنی چه؟

مقصود از رویش‏گاه‏های زاگرسی، تنوع درختان بسیار کم است. یعنی مثلاً جنس بلوط غالب است و بعد جنس‏ های دیگر درخت‏ها کم است و تُنُک هستند. یعنی یک درخت این‏جا، دیگری به فاصلۀ پنجاه متر قرار دارد. در صورتی که در جنگل‏های شمال ما انبوه و تراکمی را داریم که در جهان بی‏سابقه است. به قول یکی از پدران علم جنگل ‏شناسی، وقتی در اروپا و امریکا می‏خواهند پدر و جد جنگل‏های اروپایی را پی‏گیری و مطالعه کنند، به ایران می‏ آیند. به‏ خاطر این‏که این جنگل‏های خودرو که دست انسان تا به حال در آن دخالت نداشته، حدود سه میلیون سال پیش به وجود آمده ‏اند و دست طبیعت آن‏ها را کماکان حفظ کرده و جای هر درختی که می‏میرد، یک درخت می‏ کارد.
اگر ما به همین صورت، به ‏خاطر چوب، به خاطر منابع طبیعی، به خاطر فراهم کردن زمین برای چرا و یا به ‏خاطر رها کردن دام در داخل جنگل‏ها، از جنگل‏های شمال، بهره ‏برداری کنیم، به قول کارشناسان، جنگل‏های مخروبه ‏ای خواهیم داشت که تنک می‏شود و از تنوعی که الان برخوردار است، از این تنوع کاهش پیدا می‏کند و تبدیل به جنگل‏هایی مانند زاگرس می‏شود که آن‏ها هم جنگل‏های مخروبه هستند. حیف است! به راستی حیف است که این جنگل‏های طبیعی سه میلیون ساله را ما از دست بدهیم.

آقای دکتر کهرم، هم‏چنین گفته شده که ۳۰۰هزار هکتار رویش‏گاه جنگلی در غرب ایران از بین رفته است. چرا؟

دلایل از بین رفتن جنگل‏ها در غرب ایران متعدد است. ولی قسمت اول‏اش، مثلاً تهیۀ سوخت است. ما در سال، از جنگل‏های خودمان ۶/۹میلیون متر مکعب برای سوخت، تهیۀ زغال و یا هیزم، برداشت می‏کنیم. در حالی‏که میزان پایدار ۳/۹میلیون مترمکعب است. یعنی ما سه میلیون مترمکعب را داریم از این جنگل‏ها اضافه برداشت می‏کنیم؛ بیش از توان آن‏ها. این سیستم پایدار نمی ‏ماند. یعنی به قول سعدی:
«بر آن کدخدا زار باید گریست
که دخل ‏اش بود نوزده، خرج‏ بیست»
ما بیش از دخل‏مان داریم از این جنگل‏ها داریم بهره ‏برداری می‏کنیم.
مسئلۀ دیگر وجود دام در داخل این جنگل‏ها است. مسئلۀ دیگر، وجود انسان‏ها است که در داخل این جنگل‏ها زندگی می‏کنند و پرچین زمینی که هر سال مورد استفاده قرار می‏دهند، مرتب در حال گسترش است. آن‏ها می‏روند در دل جنگل درخت‏ها را قطع می‏کنند، برای مصارف صنعتی، سوخت و یا برای اضافه کردن به زمین‏های کشاورزی.

ما زمین‏های کشاورزی‏ و زمین‏های مرتع را به هزینۀ جنگل‏ها داریم ایجاد می‏کنیم. همان کاری که در جنگل‏های آمازون دارد صورت می‏گیرد، ما در وسعت کوچک‏تری، در ایران داریم انجام می‏دهیم. وقتی در طی سالیان حساب کنید، ۳۰۰هزار هکتار در سال، مقدار کمی نیست. ولی با این سرعت، به نظر می‏رسد که افزایش هم پیدا کند متأسفانه!

آقای دکتر کهرم، تخریب جنگل‏های ایران چه عواقبی خواهد داشت؟

چندی پیش در شهر پُتسدام (potsdam) آلمان کنفرانسی در مورد جنگل‏های جهان برگزار شد و "ناسا"، سازمانی که انسان را بر روی کره ‏ی ماه نشاند، به آن‏جا آمد و گفت ما داریم برای اولین بار علم‏مان را کاربردی می‏کنیم. یعنی تا به حال به آسمان نگاه می‏کردیم، از این به بعد به زمین نگاه می‏کنیم. یکی از چیزهایی که این سازمان به آن نگاه می‏کرد، جنگل‏های جهان بود و دیگری تالاب‏ های جهان. ناسا گفت: ما عکس‏ها و تصاویر ماهواره‏ای را برای کشورها می‏فرستیم که به آن‏ها هشدار بدهیم.
مملکت ما در یک منطقۀ خشک و نیمه ‏خشک جهان قرار گرفته که میزان بارندگی در آن‏جا حدود ۲۵۰ میلی‏متر در سال تخمین زده می‏شود. در حالی‏که به ‏طور معدل، جهان حدود ۸۵۰ میلی‏متر باران دریافت می‏کند. با این میزان باران، ملاحظه می‏کنیم که چقدر مملکت ما خشک است و چقدر میزان آب برای‏ش اهمیت دارد. جنگل‏ها چه در شمال -جنگل‏های هیرگانی- و چه در زاگرس، بهترین منبع تهیۀ آب هستند. یک لیتر آب در زمین‏های جنگلی در ظرف هفت دقیقه به عمق زمین می‏رود و به سفرۀ آب زیرزمینی می‏پیوندد. در زمین کشاورزی، این زمان ۴۵ دقیقه طول می‏کشد و در زمین‏های بایر بدون پوشش گیاهی، چهار ساعت. بنابراین جنگل‏های زاگرس و جنگل‏های شمال بهترین محل تأمین آب هستند برای مملکت خشک ایران.
از طرف دیگر، آمار نشان می‏دهد که یک هکتار جنگل در سال، ۷۰۰ تن از ذرات گرد و خاک را که به آن‏ها "ریزگرد" می‏گوییم (مثلاً ریزگرد عربی، غربی و…)،جذب می‏کند.
از طرف دیگر با این همه وسایل نقلی ه‏ای که ما در مملکت‏مان داریم، میزان گازهای گل‏خانه ‏ای است که جنگل سپری است که کرۀ زمین دست‏اش گرفته و دارد در مقابل این سموم مقاومت می‏کند. آن را هم از دست می‏دهیم. جنگل‏ها بهترین وسیلۀ تهیۀ اکسیژن هستند. وقتی آمدند برای یک درخت ارزش‏گذاری کردند، دیدند از نظر تولید اکسیژن، از نظر میزان آب، از نظر حفظ خاک، این درخت ارزشی معادل با ۴۰هزار دلار دارد. یعنی همان کاری را که درخت می‏کند، اگر ما بخواهیم از طریق صنعت از آن بهره ‏برداری کنیم، یک‏سال ۴۰هزار دلار باید هزینه کنیم. این درخت دارد این کار را به‏ طور طبیعی برای ما انجام می‏دهد.
من وقتی به دانشجویان محیط زیست می‏گویم که باارزش‏ترین منبعی که در ایران داریم چیست؟ آن‏هایی که فرزانه هستند، برمی‏گردند می‏گویند: خاک! یعنی ما میزان فرسایش خاک‏مان در جهان یا رتبۀ اول و یا رتبۀ دوم را دارد. حال جنگل و پوشش جنگلی بهتر از هر چیز دیگری مثل مالچ، بوته ‏ها، زمین زراعی و یا تالاپ‏ها خاک را حفظ می‏کند. ۴۳درصد فرسایش خاک در مملکت ما، در اثر جنگل ‏زدایی پیش می‏آید.
یعنی جنگل را از بین می‏بریم، تبدیل به مرتع می‏شود، روی آن می‏چریم، آن را تبدیل به زمین زراعتی می‏کنیم، بعد از مدتی آن رشوه و کودی که به آن می‏دهیم، آن‏قدر افزایش پیدا می‏کند که دیگر درآمد ما کفاف هزینه را نمی‏کند و آن‏جاست که زمین را رها می‏کنیم و در فرسایش قرار می‏گیرد. تکه ‏هایی از جنگل زیبای ارس‏باران و یا شمال و یا زاگرس گواه بر چنین عملی است.
بنابراین تمام جنبه‏ های زندگی ما، از نظر کشاورزی، از نظر سلامت، تولید آب، تولید اکسیژن، جذب ذرات، جذب این همه سمومی که ما در فضا پراکنده می‏کنیم، منوط به وجود همین جنگل‏هاست که این‏ها را متأسفانه، این فواید را ما از دست می‏دهیم، اگر جنگل‏ها را از دست بدهیم.
 

بر چسب ها : علم و دانش - علمی
نظرات
واکنش شما به این مقاله
To prevent automated spam submissions leave this field empty.
CAPTCHA
این آزمایش نشان می دهد که پاسخگو، کامپیوتر یا یک پایانۀ الکترونیکی نیست
Image CAPTCHA
حروفی را که در تصویر می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) وارد کنید
Close