جمعه 07 اکتبر 2011
استیو جابز: "نابغۀ تنها" سیبش را تنها گذاشت
Reuters
نوشتۀ آرش ادیب زاده

استیو جابز، بنیان‏گذار "اپل" یکی از معروف‏ترین شرکت‏های ساخت فراورده‏ های الکترونیکی و فن‏ آوری‏های نوین، به دلیل ابتلا به بیماری سرطان، در سن ۵۶ سالگی درگذشت.

وی که "نابغه ‏ی تنها" نامیده می‏شد، موفق گشت در کم‏تر از سه دهه تغییر و تحولات عمیقی در صنعت ارتباطات و جهان فن‏ آوری‏های نوین و کامپیوتر پدید آورد.
استیو جابز که در سال‏های اخیر، بار اول از سرطان پروستات نجات پیدا کرده بود، در سال ۲۰۰۹ موفق شد به لطف پیوند کلیه، بار دیگر از چنگ این بیماری جان سالم به ‏در برد. ولی این‏بار سرطان از وی قوی‏تر بود و نابغه ‏ی یاغی را با خود برد.
وی همواره در پاسخ به افرادی که از قدرت و شور و شوق زندگی وی که سبب شد سال‏ها با سرطان مبارزه کند تقدیر می‏کردند، تاکید می‏کرد: «برای این‏که از ازدست دادن چیزهایی که دارید، نهراسید، همواره به یاد داشته باشید که به ‏راحتی می‏توانید بمیرید».

DR

استیو جابز در زمانی چشم به جهان گشود که تلفن‏ ها بزرگ بودند، با سیم کار می‏کردند و هنوز شماره‏ گیرهای آن‏ها گرد و بزرگ در میان دستگاه قرار داشت. در آن زمان، تلویزیون‏ ها شبیه یک جعبه ‏ی مربع ‏شکل بزرگ بودند و موسیقی را می‏شد با صفحات بزرگ و گرامافون گوش داد. ولی اکنون که وی از میان ما رفت، همه چیز تغییر کرده است و بدون شک استیو جابز زندگی خود را صرف تغییر دادن زندگی روزمره‏ ی تمامی ما کرد.
البته همه چیز برای وی با سادگی آغاز نشد و گویا همین سختی‏ها و دشواری‏ها سبب شد که استیو جابز همواره بخواهد با دیگران متفاوت باشد و طور دیگری زندگی کند، مدیریت متفاوتی داشته باشد و خصوصاً فراورده ‏هایی کاملاً متفاوت نسبت به دیگر رقبای خود، به بازار عرضه کند. حتی اگر اکثریت افراد در آغاز عمل‏کرد وی را دیوانگی می‏خواندند.
در سال ۱۹۵۵ استیو جابز در حالی به ‏دنیا آمد که والدین‏ اش دو دانشجوی جوانی بودند که به دلیل نداشتن امکانات مالی کافی، وی را به یتیم‏ خانه سپردند. پدرش عبدالفتاح جندلی، اهل سوریه و در امریکا دانشجوی علوم سیاسی بود. مادرش امریکایی و دانشجوی رشته ‏ی روان‏شناسی با اصلیت آلمانی و سوییسی بود.
در این‏جا دست تقدیر وارد عمل شد و طفل نوزاد به زوجی سپرده شده که در "پالوآلتو" در نزدیکی سانفرانسیسکو زندگی می‏کردند که در آن زمان مرکز تمامی کارخانه‏ ها و شرکت‏های بزرگ فن‏آوری‏های نوین به ‏حساب می‏ آمد و پدر و مادر جدیدش، پاول و کلارا جابز بودند که او را به تحصیل و پیشرفت واداشتند.
وی با این‏که همواره علاقه داشت تا پدر و مادر طبیعی خود را پیدا کند، ولی برای تقدیر از افرادی که او را تربیت کرده ‏اند، نام خانوادگی خود را تغییر نداد؛ حتی زمانی که به ‏درستی پی برد که ماجرای زندگی وی چگونه تغییر یافته است.
استیو جابز ۱۲ ساله بود که در دفتر راهنمای تلفن، شماره‏ی بیل هیولت، یکی از دو بنیان‏گذار شرکت بزرگ کامپیوترسازی "هیولت پاکار" که اکنون با عنوان "اچ ‏پی" معروف است، پیدا کرد و به وی تلفن زد.
بیل هیولت که از عمل‏کرد وی خوش‏ اش آمده بود، به مدت ۲۰ دقیقه به تمامی سئوالات این کودک کنجکاو پاسخ داد و به وی قول داد که بعدها او را در شرکت‏ اش استخدام کند و سه سال بعد این کار را کرد و استیو جابز در ۱۵ سالگی، در زمان تعطیلات تابستانی‏ اش، در کارخانه ‏ی تولید قطعات الکترونیکی برای کامپیوترها هیولت پاکار، آغاز به کار کرد.
سپس وی تحصیلات خود را شروع کرد، ولی بیشتر اوقات را با دوستان‏اش در باغ سیبی می‏گذراند که متعلق به یکی از آن‏ها بود که البته به یاد این دوران، هنگامی که شرکت خود را تأسیس کرد، نام آن را "اپل" یا همان سیب گذاشت.
وی به همراه دوستان‏‏ اش در این باغ سیب، با فلسفه‏ های زندگی متفاوت رایج در آن دوران آشنا شد و در سن ۱۹ سالگی به هندوستان سفر کرد تا با ماهاریشی ماهاش ‏یوگی، استاد "تی‏ام" (Transcendental Meditation) یکی از شیوه‏ های تمرکز، دیدار کند.
گرچه موفق نشد ماهاریشی ماهاش‏ یوگی را ببیند، ولی در گشت و گذار و سیرو سیاحت‏ اش در رشته کوه‏های هیمالایا با عقایدی متفاوت آشنا شد و کاملاً دگرگون به امریکا بازگشت. در آن‏جا درس و تحصیل را کنار گذاشت، خام‏‏ گیاه‏خوار شد و هر یکشنبه به یکی از معابد بودیسم هاره کریشنا می‏رفت، برای عبادت.

DR

در همان زمان، استیو جابز در چهارچوب فعالیت ‏اش در شرکت اچ‏ پی، با استیو وزنیاک آشنا شد. ملاقات این دو استیو با هم سبب شد که شرکت اپل تأسیس شود. هر دو با فروش ماشین و جمع‏ آوری تمامی دارایی مشترک‏شان توانستند برای راه‏ اندازی شرکت‏شان ۱۸۲۰ دلار جمع کنند.
سپس با این پول مقادیری چیپ کامپیوتری خریدند و در گاراژ خانه ‏ی خانوادگی استیو جابز، نخستین کامپیوتر اپل را به ‏وجود آوردند که کی بوردش در آن زمان از چوب ساخته شده بود و حروف روی دگمه‏ ها را با دست در چوب حکاکی می‏کردند.
سال اول ۱۵۰ کامپیوتر به فروش رفت و این موفقیت سبب شد استیو جابز بتواند از یکی از سرمایه ‏گذاران شرکت بزرگ ساخت چیپ ‏های کامپیوتری "اینتل"، ۲۵۰هزار دلار وام بگیرد. به این ترتیب، اپل راه افتاد و در کم‏تر از سه دهه تبدیل به غول اقتصادی و فن‏ آوری‏های کنونی شد.
در آغاز، وی مستقیماً به یگانه‏ غول صنعت کامپیوتر زمان، یعنی آی‏ بی‏ ام حمله کرد و با عرضه ‏ی "اپل ۲" به بازار، انقلابی به ‏وجود آورد. کامپیوتر وی، برخلاف کامپیوترهای آی ‏بی‏ا م، کوچک، زیبا و ارزان بودند و نخستین تبلیغ بزرگ تلویزیونی و سینمایی وی، با کارگردانی رایدی اسکات، از کتاب "۱۹۸۴" جورج اورول الهام گرفته بود که در آن اپل می‏آمد تا جهان را از سلطه ‏ی آی ‏بی‏ ام نجات دهد.
سپس چند سال فراز و نشیب و دوری استیو جابز از اپل، سبب شد که این شرکت به ورشکستگی نزدیک شود، ولی وی بار دیگر سکان هدایت اپل را به دست گرفت و در سال ۱۹۹۸ آی ‏مک، نوعی جدید از کامپیوتر را به بازار عرضه کرد و دوباره شرکت خود را رونق بخشید.

از آن زمان به بعد، فن‏ آوری‏های نوین اپل برابر بوده با انقلابی در صنعت ارتباطات و هم‏چنین در شیوه ‏ی استفاده‏ ی روزمره ‏ی افراد از این ابزار. در سال ۲۰۰۱ آی‏ پود را به بازار عرضه کرد؛ دستگاهی برای گوش دادن موسیقی. سپس عرضه ‏ی آی ‏فون و بعد از آن آی ‏پد به بازار، سبب شد انقلاب‏ های دیگری پدید آید.
رقبای استیو جابز که در آغاز او را به باد انتقاد می‏گرفتند، پس از عرضه ‏ی ابزاری جدیدی از سوی وی، سعی می‏کردند ابزاری شبیه به آن بسازند و آن‏ها نیز به بازار عرضه کنند.
در ارتباط با خلاقیت‏ اش، استیو جابز همواره به اظهارات یکی از بزرگان صنعت اتومبیل ‏سازی، هنری فورد اشاره می‏کرد که گفته بود: «اگر می‏خواستم به خواسته‏ های مشتریان‏ ام توجه کنم، آن‏ها فقط از من اسبی را می‏خواستند که تندتر بدود و هیچ‏گاه نمی‏توانستم ماشین را اختراع کنم».
به همین دلیل، استیو جابز هیچ‏گاه به خواسته‏ های مشتریان‏اش توجه نکرد و همواره با ایمان به عقایدش و خلاقیت‏ خود، فراورده ‏های جدیدی را به بازار عرضه داشت.
استیو جابز، روز هفتم ماه ژؤئن سال جاری، برای آخرین بار به عنوان مدیر اپل، در چهارچوب معرفی یکی از فراورده‏های جدید شرکت خود ظاهر شد و سپس رسماً خود را کنار کشید.
اما استیو جابز، فردی که زندگی روزمره‏ ی ما را متحول ساخت، همواره متذکر می‏شد که «برای پیشرفت و موفقیت در زندگی، باید همیشه عطش داشت و کمی جنون!» و خود وی نیز تا آخرین لحظات عمرش چنین زندگی کرد.

Reuters

 

نظرات
واکنش شما به این مقاله
To prevent automated spam submissions leave this field empty.
CAPTCHA
این آزمایش نشان می دهد که پاسخگو، کامپیوتر یا یک پایانۀ الکترونیکی نیست
Image CAPTCHA
حروفی را که در تصویر می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) وارد کنید
Close