مقاله ویژه - 
این مقاله در این تاریخ منتشر شده جمعه 25 نوامبر 2011 - آخرین تغییرات در این تاریخ انجام شده است. جمعه 25 نوامبر 2011

خشونت علیه زنان مرز نمی‌شناسد

DR

به گفته سازمان عفو بين الملل خشونت در خانواده بيش از ابتلا به سرطان و تصادفات جاده ای عامل مرگ يا معلوليت جسمانی زنان اروپايی در گروه سنی ۱۶ تا ۴۴ سال است.
از آنجايی كه بسياری از دختران و زنان حاضر نيستند خشونت خانگی را به پليس گزارش دهند ياقوه قضائیه در برخی كشورها به شكايات در اين زمينه ترتيب اثر نمی دهد و آنها را موضوعی خصوصی قلمداد می كند، آمار خشونت خانگی دقيق و منعكس كننده واقعيات نيست.

دلبر توکلی
 

بیست وپنج نوامبر، روز مبارزه با خشونت علیه زنان، یادآور فاجعه ای است که نمونه های آن بارها در تاریخ ایران و جهان تکرار شده است و برای جلوگیری از تکرار آن باید تلاش کنیم. در این روز آدم ربایی، تجاوز و قتل سه زن به بیرحمانه ترین شکل ممکن در سال 1960 به دست سربازان تروخیلو، دیکتاتور جمهوری" دومینیکن" به وقوع پیوست.
این سه خواهر به نام های" پاتری، مینروا و ماریا ترزا میرابل" در منطقه ای اطراف سانتیاگو، در جمهوری دومینیکن، همراه با همسران خود در پشتیبانی از گروه (جنبش ۱۴ ژوئن) علیه حکومت دیکتاتوری رافائل تروخیلو مبارزه می کردند.
اینک خواهران میرابل "خواهران پروانه" در جهان به عنوان یکی از نمادهای مقاومت در برابر دیکتاتوری شناخته شده اند. نخست در سال 1981 روز 25 نوامبر، سالروز قتل "خواهران میرابل"، به وسیله فمینیست های آمریکای لاتین، به عنوان روز مقابله با خشونت علیه زنان انتخاب شد و سال ها بعد مجمع عمومی سازمان ملل در تاريخ 17 دسامبر 1999 طی قطعنامه ای تعيين روز 25 نوامبر به عنوان "روز جهانی مقابله با خشونت عليه زنان " را تصويب کرد.
بر اساس گزارش سازمان ملل از هر سه زن در جهان، یک زن در طول زندگی خود قربانی خشونت وتبعیض شده ویا مورد تجاوز به عنف قرار گرفته است. سازمان بهداشت جهانی نیز در اولین مطالعه جهانی خود درباره خشونت علیه زنان آورده است که، در هر 18 ثانیه یک زن مورد حمله یا بد رفتاری قرار می گیرد.
خشونت حادثه نیست بلکه مشکلی اجتماعی است. مشکلی که اعمال کننده آن بیشتر مردان هستند، مردانی که به علت ساختار مردسالاری با کوچکترین نارضایتی و نامرادی در روابط، مرتکب خشونت می شوند. براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، حتا باردار بودن، زنان را از خشونت مردان مصون نمی دارد. البته تاثیر خشونت تنها به فرد قربانی محدود نمی شود وبر افراد دیگر، سازمان ها ، نهادها و در نهایت کل جامعه تاثیر می گذارد وبه صورت پیوسته در کل جامعه اشاعه پیدا می کند که در نهایت به نهادینه شدن و جاودانه کردن خشونت منجر می شود.
خشونت علیه زنان امری پنهان است زیرا بسیاری از زنان در جوامع مختلف به دلایلی همچون مجازات سخت از سوی مردان خانواده و عدم حمایت های قانونی از ابراز آن خود داری می کنند.
مجمع عمومی سازمان ملل، خشونت علیه زنان را هرگونه عمل خشونت آمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب بدنی (فیزیکی)، جنسی یا روانی زنان بشود تعریف کرده است که شامل :" تهدید به این کارها، اِعمال اجبار، یا سلب مستبدانهٔ آزادی (چه در اجتماع و چه در زندگی شخصی)" می‌شود. اعلامیه رفع خشونت علیه زنان، بیان می‌کند:" این خشونت ممکن است توسط افرادی از همان جنس، اعضای خانواده و حکومت اعمال شود."
خشونت علیه زنان مرز نمی شناسد ومحدود به کشورهای عقب مانده نیست. در همه جای دنیا زنان کم وبیش مورد انواع خشونت های جسمی، جنسی وکلامی واقع می شوند. 30 تا 35 درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی شوهران شان قرار می گیرند و 15 تا 25 درصد آنها به هنگام بارداری نیز مورد ضرب وشتم قرار می گیرند. همچنین از هر 10 قربانی زن سه نفر توسط شوهر یا سایر مردان کشته شده است. در شیلی 63 درصد زنان مورد آزار جسم قرار می گیرند. 41 درصد زنان در هند بر اثر آزار جسمی همسران خود دست به خود کشی می زنند. در بنگلادش بیش از 50 درصد قتل ها ناشی از خشونت مردان است.
متاسفانه د رمورد ایران هرگز آمار درست و مشخصی در مورد خشونتی که در خانه، بر زنان اعمال می شود منتشر نشده است. از طرفی باورهای مرد سالارانه به نوعی این خشونت را طبیعت مرد می داند و سعی می کند آن را توجیه کند. بدین طریق به زنان می قبولانند که باید با لباس سفید به خانه بخت بروند وبا کفن سفید از آن بیرون آیند.
خشونت علیه زنان جا ومکان خاصی ندارد. در خانه یا خیابان یا محل کار زنان با انواع خشونت رو برو هستند. در بسیاری از کشورها مراکزی به نام "خانه های امن" وجود دارد که زن خشونت دیده تا زمانی که خطر تهدیدش می کند می تواند د رآنجا زندگی کند. البته هنوز در ایران خانه امن ، که بتوان در هنگام ضرورت زنان به آن پناه ببرند وجود ندارد.

تبعیض بین زن ومرد، عامل اصلی خشونت

به گفته سازمان عفو بين الملل، خشونت در خانواده بيش از ابتلا به سرطان و تصادفات جاده ای عامل مرگ يا معلوليت جسمانی زنان اروپايی در گروه سنی ۱۶ تا ۴۴ سال است.
از آنجايی كه بسياری از دختران و زنان حاضر نيستند خشونت خانگی را به پليس گزارش دهند يا قوه قضائیه در برخی كشورها به شكايات در اين زمينه ترتيب اثر نمی دهد و آنها را موضوعی خصوصی قلمداد می كند، آمار خشونت خانگی دقيق و منعكس كننده واقعيات نيست.
خشونت خانگی می تواند در هر زمان چه در ابتدا و چه پس از گذشت چند سال از ارتباط ميان دو نفر رخ بدهد.
كودكان نيز از تأثير منفی خشونت خانگی _ چه در كوتاه مدت و چه در درازمدت _ در امان نيستند.
تمام اشكال خشونت :"روانی، اقتصادی، عاطفی و جسمانی" از قدرت طلبی و سلطه گری فرد آزاررسان ناشی می شود."
در گزارش های مربوط به خشونت در خانواده معمولا زنان و كودكان به عنوان قربانيان اصلی و مردان به عنوان افراد خاطی قيد می شوند. چون بنابر آمار جهانی حدود ۹۰ درصد از قربانيان خشونت خانگی زنان و حدود ۱۰ درصد مردان هستند.
مردان نيز مورد سوءرفتار زنان قرار می گيرند، اما بخش عمده خشونت خانگی، به ويژه موارد مرگ آور و خطرناك آن، از سوی مردان عليه دختران و زنان خانواده صورت می گيرد.
در آفريقای جنوبی تعداد زنانی كه در خانه به ضرب گلوله كشته می شوند بيش از آنهايی است كه در خارج خانه و توسط فردی غريبه به قتل رسيده اند.
افكار سنتی در اين گونه كشورها باعث شده كه آماری مستند از ميزان حوادث خانگی در دست نباشد.
بر اساس تحقیقات سازمان ملل، عامل اصلی خشونت عليه زنان را می توان در تبعيضی يافت كه مانع از برابری زن با مرد در همه سطوح زندگی می شود. خشونت هم در تبعيض ريشه دارد و هم به آن دامن می زند و زمینه ساز خشونت های خانگی است. اما برخی كشورها با كمك سازمان های بين المللی مدافع حقوق بشر دست به ابتكارات تازه ای برای مهار اين روند كرده اند.
به طور مثال دولت اسپانيا به تازگی برای مقابله با خشونت خانگی سياست هايی را اتخاذ كرده كه براساس نظرات جمع آوری شده از زنان آسيب ديده تدوين شده است. قوانين جديد برای سازمان بهزيستی و پليس اسپانيا قدرت بيشتری در نظر گرفته تا از رفتار خشونت آميز مرد پيش از خطر آفرينی جلوگيری كنند. اين قوانين همچنين از قربانيان خشونت خانگی بيشتر پشتيبانی می كند تا احساس تنهايی نكنند.
از سوی دیگر سازمان عفو بين الملل با اشاره به خشونت خانگی عليه زنان در جوامع سنتی جهان اعلام کرد:"در كشوری مانند افغانستان كه سنت های زندگی فئودالی بسيار ريشه دار است، به زن به چشم دارايی نگاه می كنند و تجاوز به حقوق آنان بدون مجازات می ماند."
تعدد زوجات نيز می تواند به خشونت خانگی دامن بزند. چون برخلاف دستورات اسلامی مردها به طور عمومی برای ازدواج مجدد اجازه همسر اول را جويا نمی شوند و مشاجره در اين باره در خيلی از مواقع به خشونت كشيده می شود.
بحث در مورد تعدد زوجات اكنون در عراق به يك موضوع داغ سياسی تبديل شده است. در ايران هم در كنار ديگر مسائل حقوقی زن، افزايش آمار چند همسری مردان باعث شده تا زنان (به ويژه در گروه های سنی بالاتر) بيش از گذشته نسبت به حقوق خود دغدغه داشته باشند و برای حفظ آن اقدام كنند.

خشونت، خشونت به بار می آورد

" فاطمه سرخی احمدی" کارشناس روان شناسی، درپژوهشی با عنوان "خشونت علیه زنان "با اشاره به این که خشونت نسبت به زنان محدود به خشونت های خانگی نمی شود آورده است:" یکی از خشونت هایی که در بسیاری از کشورها رایج است و شاید کمتر به این نوع خشونت توجه شود ، خشونت اقتصادی است به طوری که می بینیم در بسياری از كشورها زنان نيروی كار بدون مزد و فاقد درآمد هستند ( همين عامل زمينه ای برای بروز خشونت اقتصادی نسبت به آنان می شود) به طوری كه در برخی موارد زنان حتی حق دخل و تصرف در اموال خود را نيز ندارند."
بر اساس پژوهش این کارشناس روان شناسی، زنانی كه از جانب همسرانشان مورد خشونت قرار می گيرند پنج برابر بيشتر از ساير زنان در معرض آسيب های روانی و خطر خودكشی و شش برابر بيشتر در معرض اختلالات روانی قرار دارند.
همچنین استفاده قهرآميز بدون رضايت زن، اجبار در روابط زناشويی غيرمتعارف، عدم اجازه استفاده از وسائل پيشگيری از حاملگی ناخواسته و بی توجهی به نيازهای جنسی زن را می توان از نمونه های خشونت جنسی عليه زنان نام برد.
سردمزاجی، نارضايتی جنسی و انواع انحرافات نیز در این تحقیق، از پيامدهای خشونت جنسی عنوان شده است.
" فاطمه سرخی احمدی" در پژوهش خود، همچنین به آمار بالاي آزار جنسی در محل كار در بیشتر کشورها اشاره دارد. در این پژوهش آمده است:در انگليس از هر ۱۰ زن، هفت نفر در دوره زندگی شغلی دچار آزار جنسی می شوند.
براساس تحقيقات انجام شده بر روی ۱۰۰ هزار پرونده در سال ۱۳۸۰ در ۲۸ استان كشور "سال اول ازدواج، دوران تنگنای مالی، تولد فرزندان و ميانسالی" از پرخشونت ترين دوران زندگی زنان به شمار می رود.
براساس اين تحقيقات ، عوامل روانی ، فردی، فرهنگی و اجتماعی در علل خشونت موثر است و در خانواده هايی كه اعتياد به مواد مخدر و الكل، بيكاری و تنش وجود دارد خشونت نيز بيشتر به چشم می خورد. مردانی كه از كودكی در خانواده شاهد كتك خوردن زنان خانواده بوده اند در بزرگسالی بيشتر مرتكب خشونت عليه همسران خود می شوند. معمولاً افراد ناپخته، بی حوصله، وابسته و متزلزل و كسانی كه از احساس بی كفايتی رنج می برند بيشتر عليه زنان مرتكب خشونت می شوند. كودكی كه الگوهای پرخاشگری دارد ياد می گيرد در بزرگسالی رفتار مشابهی نشان دهد چرا که خشونت، خشونت به بار می آورد.
براساس يافته های "پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی" تعدادی از مردان ايرانی با استفاده از تهديد و برقراری محدوديت برای همسران خود مخاطره ايجاد می كنند. رفتارهايی از قبيل تهديد و شكايت به پليس و دادگاه عليه زن و اقوامش، تهديد به آزار و اذيت و يا تهديد به كشتن زن و فرزندان، تهديد به طلاق و يا ازدواج مجدد، تصاحب، مخفی كردن و از بين بردن مدارك شخصی و مورد نياز زن مانند شناسنامه، دفترچه پس انداز، اوراق مالكيت و... بيگاری كشيدن از زن در انجام امور و وظايفی كه مربوط به او نيست، مانند: تيمارداری پدرشوهر و مادرشوهر و بالاخره تحت نظر قرار دادن و ايجاد محدوديت در تماس های تلفنی و رفت و آمدهای روزانه برای زن.
زنان بندرعباس، زاهدان و خرم آباد بيش از ساير زنان ايران توسط شوهرانشان تهديد می شوند و زنان سمنان، ساری و ياسوج كمترين تهديدها را تجربه كرده اند.تعدادی از مردان ايرانی با استفاده از عوامل اقتصادی و مالی زنان را مورد خشونت قرار می دهند. اين مردان از استقلال مالی همسران خود جلوگيری و در اموال شخصی آنها دخل و تصرف می كنند و با ندادن خرجی خانه و پول كافی برای زنان مضيقه های مالی ايجاد می كنند.
اگر چه زنان زاهدانی و بوشهری از اول زندگی مشترك شان تاكنون بيشترين خشونت های اقتصادی و مالی را تجربه كرده اند، اما در ميان زنانی كه قربانی اين نوع خشونت هستند، زنان اصفهانی در طول يك سال به دفعات بيشتری تحت اين خشونت همسران قرار گرفته اند. البته اين را هم بايد اضافه كرد كه زنان سمنان و ياسوج كمتر از سوی شوهران خود تحت مضيقه های مالی و اقتصادی قرار می گيرند. پژوهشگران طرح ملی بررسی پديده خشونت خانگی عليه زنان، خشونت های حقوقی و مرتبط با طلاق را نيز در ۲۸ استان كشور مورد سنجش قرار داده اند.
اين پژوهشگران خشونت های حقوقی را شامل امتناع مرد از طلاق برخلاف اصرار زن به متاركه، ازدواج مجدد شوهر و جلوگيری از نگهداری فرزندان توسط زن دانسته اند.
اگر چه زنان بندرعباس از اول زندگی مشترك شان تاكنون بيش از ساير زنان ايران مورد اين نوع از خشونت قرار گرفته اند، زنان زاهدان در طول يك سال بيشتر اين خشونت را تجربه كرده اند و البته زنان رشت كمتر از ساير زنان ايرانی درگير اين خشونت هستند.
پژوهشگران ايرانی نوع ديگری از خشونت را نيز مورد توجه قرار داده اند: "خشونت های ممانعت از رشد اجتماعی، فكری و آموزشی" كه عبارت است از ايجاد محدوديت در ارتباط فاميلی، دوستانه و اجتماعی، ممانعت از تحصيل، كاريابی و اشتغال.
 

tags: مقاله ویژه
نظرات
واکنش شما به این مقاله
محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
To prevent automated spam submissions leave this field empty.
CAPTCHA
این آزمایش نشان می دهد که پاسخگو، کامپیوتر یا یک پایانۀ الکترونیکی نیست
Image CAPTCHA
حروفی را که در تصویر می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) وارد کنید
Close